ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٩٦ - سخنان كوتاه پيغمبر
مراجعت كردند و مدّت چهل سال در مساحت چهار فرسخ راه متحير و سرگردان شدند (و راه بجائى نبردند).
آنگاه خداى تعالى منّ و سلوا را[١] براى آنها نازل كرد و كلّيه آنها هلاك شدند غير از يوشع بن نون و پسر عموى او كه نامش كالب بن يوحنّا بود و اينها همان دو نفرى بودند كه خدا در حق آنان فرموده: قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا در زمين تيه سنگى بود كه يكى از آنها آن را بر كتف خود حمل ميكرد.
روايت شده كه آن سنگ را به پشت الاغى حمل ميكردند و موقعى كه آن سنگ را بزمين مىنهادند دوازده چشمه آب از آن روان ميگرديد و آنها از آن آب مىآشاميدند و هر وقت كه بنى اسرائيل ميخواستند حركت كنند آن سنگ آب خود را مىبلعيد و آب آن فرو ميرفت، آن سنگ با آنها حمل ميگرديد و موقعى كه فرزندى براى آنان متولد ميشد آن سنگ پيراهنى را براى او آماده ميكرد و آن پيراهن را روى آن بچه مىانداختند و چون آن پيراهن چرك ميشد و آن را در آتش مىانداختند پاك و نظيف ميگرديد ولى نمىسوخت و آنچه كه (قامت) آن نوزاد بلند و طولانى ميشد آن پيراهن نيز بهمان مقدار بلند و طولانى ميگرديد.
موقعى كه حضرت موسى به وعدهگاه خود كه مدّت آن سى روز بود آمد اصحاب خود را مطّلع كرد، همينكه مدّت سى روز تمام شد و خدا
[١] من: ترنجبينى بود كه از درخت براى آنان بوجود مىآمد و آن را ميخوردند. و سهوا: بهترين طيرى بود كه خدا براى آنها روانه ميكرد- تفسير صافى