تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٩٧ - سخنان كوتاه پيغمبر
خدا او را از همه چيز بترساند، (١) هر كه به روزى اندك خدا بسازد خدا به عمل اندك وى راضى شود، هر كه از كسب روزى حلال شرم نكند هزينهاش سبك و خاطرش آسوده گردد و عيالش رفاه يابد، (٢) هر كه دل از دنيا برگيرد خداوند چشمههاى حكمت را در قلبش جاى دهد و بر زبانش جارى سازد درد و درمان دنيا را به او باز نمايد و سرانجام سالم به سراى جاودانش برد.
(٣) لغزش را بر مصيبتزدگان مگيريد.
(٤) پارسائى و زهد در دنيا: كوتاه كردن آرزوست و شكر هر نعمت و پرهيز از آنچه خدا حرام كرده.
(٥) هيچ كار خيرى را به ريا و خودنمائى انجام مده و از شرم و حيا وامگذار.
(٦) بر امتم از سه چيز بيمناكم: بخلى كه فرمانش برند، هوسى كه پيرويش كنند و پيشوائى كه خود گمراه باشد.
(٧) هر كه غصهاش بسيار است تنش بيمار است، هر كه خويش بد است، جانش در عذاب است و هر كه با مردمان ستيزه كند شرف و بزرگيش بر باد رود.
(٨) هان: بدترين افراد امت من آنهايند كه از ترس احترامشان كنند. هان: هر كه از ترس احترامش كنند از من نيست.
(٩) هر يك از امت من كه چون صبح كند هم و غمش غير خدا باشد از خدا جداست و هر كه به كارهاى مسلمانان همت نگمارد مسلمان نيست و هر كه آزادانه به ذلت و خوارى تن دهد، از خاندان ما نيست.
(١٠) اين نامه را به «معاذ» در تسليت فرزندش نگاشته: از محمد رسول اللَّه به معاذ ابن جبل، سلام بر تو، سپاس مىكنم خداوندى را كه جز او خدائى نيست، اما بعد شنيدهام در غم فرزندت كه به فرمان الهى درگذشته بيتابى مىكنى، پسرت از نعمتها و مواهب گواراى خدا و از امانتهائى بود كه به دست تو سپرده بود، مدتى ترا از آن بهرهمند ساخت و چون اجلش سرآمد روحش را قبضه كرد. انا للَّه و انا اليه راجعون، ما از آن خدائيم و به خدا بازمىگرديم. مبادا بيتابى اجر ترا تباه سازد آنگاه كه به ثواب و پاداش مصيبت برسى، خواهى فهميد كه مصيبت در مقابل آن همه اجر بزرگ