تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٦١ - گفتارهاى كوتاه موسى بن جعفر(ع) در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
(١) ابو احمد خراسانى به حضرت كاظم ٧ عرض كرد: كفر قديمتر است يا شرك؟
فرمود: ترا چه به اين پرسش، من از تو سابقه بحث و گفتگوى با مردم ندارم (و اين سؤال مربوط به متكلمان است) گفتم: هشام بن حكم دستور داده اين مطلب را سؤال كنم. فرمود:
كفر قديمىتر است، نخستين كافر ابليس بود كه (طبق بيان قرآن) «سرپيچى و تكبر كرد و از كافران بود» كفر يك چيز است، اما شرك خدا را اثبات مىكند و ديگرى را با او شريك مىسازد.
(٢) امام ٧ ديد دو نفر به هم ناسزا مىگويند. فرمود: آغازكننده ستمكارتر است، و گناه خود و رفيقش به گردن اوست، مادامى كه مظلوم (از حد خود) تجاوز نكند.
(٣) روز قيامت فريادگرى بانگ زند: هان! هر كه اجرش بر خداست بپاخيزد، هيچ كس برنخيزد جز كسى كه گذشت كرده (و خود را) اصلاح نموده، كه اجر او به عهده خداوند است.
(٤) سخاوتمند خوش اخلاق در پناه خداست، تا وارد بهشتش نكند رهايش ننمايد، خدا هيچ پيامبرى را جز با اخلاق خوش نفرستاده. پيوسته پدرم تا دم مرگ مرا به سخاوت و حسن خلق توصيه مىفرمود.
(٥) سندى بن شاهك، كه هارون او را به زندانبانى موسى بن جعفر ٧ گماشته بود، هنگام رحلت آن جناب عرض كرد: اجازه دهيد من شما را (از مال خود) كفن كنم.
فرمود: ما خاندانى هستيم كه هزينه نخستين حج، و مهر زنان، و كفنمان بايد از پاكترين اموالمان باشد.
(٦) به «فضل بن يونس» فرمود: خير را ابلاغ كن، و خير بگو، و «من هم همين طور» نباش.
پرسيد: «من هم همين طور» يعنى چه؟ فرمود: نگو من هم با مردمم، و يكى از آنهايم (كه از خود رأى و عقيدهاى نداشته باشى) پيغمبر ٦ فرمود: دو راه است: راه خير و راه شر، نبايد راه شر در نظرت از راه خير محبوبتر باشد.
(٧) نقل كردهاند كه آن حضرت به روستائى بدقيافهاى برخورد، به او سلام كرد و كنارش نشست و مدتى با او به گفتگو پرداخت، و هنگام حركت از او خواست تا اگر نيازى پيدا كرد به آن جناب مراجعه كند، يكى از (سر اعتراض) گفت: يا ابن رسول اللَّه، شما كنار چنين مردى مىنشينيد و احتياجاتش را مىپرسيد؟ او كه به شما محتاجتر است (پس او بايد به طرف شما بيايد) فرمود: بندهاى است از بندگان خدا، برادرى است در كتاب خدا، همسايهاى است در ملك خدا، ما با او در بهترين پدران: حضرت آدم و برترين