تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٥٩ - گفتارهاى كوتاه موسى بن جعفر(ع) در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
خواستههاى نفس را از راههائى كه شرف را خلل نرساند، و اسراف نباشد، به او برسانيد، و از اين راه بر كارهاى دينى كمك گيريد كه روايت شده، آن كه دنيا را براى دين وانهد، يا دين را براى دنيا، از ما نيست.
(١) فقه دين خدا را بياموزيد كه فقه (شناخت احكام) كليد بينائى است، و كمال عبادت و وسيله نيل به مقامات بلند و رتبههاى عالى دين و دنيا، امتياز فقيه بر عابد چون امتياز خورشيد بر اختران است، هر كه فقه دين نياموزد خدا عملى از او نپسندد.
(٢) به على بن يقطين فرمود: كفاره كارمندى سلطان، احسان به برادران است.
(٣) هر چه مردم به گناهان تازهاى كه سابقه نداشته دست زنند، خداوند بلاهاى تازهاى كه نمىشناختند بر آنها نازل كند.
(٤) اگر حاكم دادگر است، او را اجر باشد، و ترا شكر بايد، و اگر ستمگر است، او را گناه باشد و ترا صبر بايد.
(٥) ابو حنيفه گويد: در زمان امام صادق ٧ به حج رفتم، چون وارد مدينه شدم به خانه امام رفتم، در دالان خانه به انتظار اجازه نشسته بودم، كودكى تازه براه افتاده بيرون آمد، گفتم پسر، مرد غريب در شهر شما كجا مىتواند قضاى حاجت كند؟ گفت: امان بده، سپس تكيه به ديوار نشست و فرمود: از كنار نهرها، جاى ريزش ميوهها، حريم مساجد و وسط جاده اجتناب كن. پشت ديوارى نهان شو، جامه را بالا زن، رو بقبله و پشت به قبله ننشين و ديگر هر كجا خواهى بنشين. سخنان كودك مرا بشگفت آورد، پرسيدم: اسم شما چيست؟ فرمود من موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالبم. گفتم:
پسر جان، گناه از ناحيه كيست؟ (از جانب خداست يا بنده، و خلاصه همان مسأله جبر و تفويض؟) فرمود: گناه از سه حال بيرون نيست: يا از خداست، كه قطعا از او نيست، پس پروردگار را نسزد بندهاش را بر كارى كه نكرده عذاب كند، يا از خدا و بنده با هم است، كه اين هم نيست پس نبايد شريك قويتر بر ضعيفتر ظلم كند، يا از بنده است كه هم از اوست، پس اگر خدا عفو فرمايد كرم و بخشش است، و اگر كيفر دهد در خور گناه و جرم بنده است. ابو حنيفه گويد: بدون ملاقات امام صادق ٧ بازگشتم و بدان چه شنيدم اكتفا كردم.