تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٢٣ - حقوق خويشاوندان
(١) ٣٥. حق طلبكار اين است كه اگر دارى حقش را بپردازى، كارش را اصلاح كنى، بىنيازش سازى، دور سرش نگردانى، و امروز و فردا نكنى كه پيغمبر ٦ فرمود:
«مسامحه كارى بدهكار توانگر ظلم است» و اگر ندارى با زبان خوش رضايتش را فراهم آرى، و مهلت گيرى، با لطف و مدارا بازش گردانى، نه اينكه هم مالش را ندهى هم با او بدرفتارى كنى، كه اين پستى و فرومايگى است، و لا قوة الا باللَّه.
(٢) ٣٦. حق معاشر اين است كه گولش نزنى، با او تقلب و دوروئى نكنى، به وى دروغ نگوئى. اغفالش نكنى، فريبش ندهى، او را چون دشمن بىرحم نكوبى، اگر به تو اعتماد داشت تا سر حد امكان مراعاتش كنى، كه گول زدن آن كه به تو اعتماد كرده (در حكم) رباست (اصل حديث به مناسبت تشبيه به ربا مربوط به گول زدن در معامله است)، و لا قوة الا باللَّه.
(٣) ٣٧. حق مدعى اين است كه اگر حق گويد، دليلش را رد نكنى، در ابطال ادعايش نكوشى، بلكه تو هم با او خصم خويش باشى، و بدون احتياج به شاهد، تو خود هم گواه و هم داور باشى، كه اين حق خداست بر تو، و اگر دعوى باطل دارد با او بسازى، تهديدش كنى، به دينش قسمش دهى، با تذكر به خدا تندى و حدتش را درهمشكنى، سخنان بيهوده و جنجال را يكسو نهى كه نه تنها خشم طرف را فرو ننشاند بلكه گناهش را به گردن تو اندازد، و تيغ عداوتش را تيزتر كند، چه سخن ناهنجار شرانگيز است، و گفتار نيك شر برانداز، و لا قوة الا باللَّه.
(٤) ٣٨. حق مدعى عليه اين است كه اگر حق گوئى به نرمى طرح دعوا كنى كه ادعا هميشه براى طرف گوش خراش است، با ملايمت، آرامى، روشنترين بيان و لطيفترين نرمش استدلال كن، دليل را نگذار و به كشمكش و قيل و قال بپرداز، كه حرف حسابت هم (لابلاى جنجال و ستيز) پامال مىشود و ديگر جبران نمىپذيرد، و لا قوة الا باللَّه.
(٥) ٣٩. حق مشورتكننده اين است كه اگر رأى صحيحى دارى در خير خواهيش بكوشى، و كارى را كه اگر تو بجاى او بودى مىكردى، به او بنمائى، البته با مهربانى و ملايمت كه نرمش، وحشت را بزدايد و خشونت وحشت زايد، و اگر رأى و نظرى ندارى، و كسى را كه به رأيش اعتماد دارى و براى خود مىپسندى سراغ دارى به او راهنمائى و ارشادش كنى تا در خير خواهيش كوتاهى و در نصيحتش فرو گذار نكرده باشى، و لا حول و لا قوة الا باللَّه.