تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٦١ - آدابى كه براى اصحابش بيان فرموده كه مجموعا چهار صد حكم مربوط به امور دين و دنياست
تا چشمتان روشن گردد و ديدار خداى را مشتاق شويد. (١) برادران ضعيفتان را تحقير نكنيد، هر كه مؤمنى را تحقير كند خداوند حقيرش كند و در قيامت ميان آنها جدائى افكند، مگر اينكه توبه كند. اگر كسى ديد برادرش به او حاجتى دارد وادار به اظهار حاجتش نكند (ناگفته حاجتش را برآرد). از يك ديگر ديدن كنيد. به هم مهربانى و بذل و بخشش كنيد.
همچون منافق نباشيد كه مىگويد و نمىكند. (٢) ازدواج كنيد پيغمبر ٦ فرمود: هر كه خواهد از سنت من پيروى كند همسر گيرد كه ازدواج از سنتهاى من است. در طلب فرزند باشيد، من به عدد شما بر ساير ملل فزونى گيرم. فرزندانتان را از شير زناكار و ديوانه نگه داريد، شير واگير دارد (و خصوصيات روانى را همراه بعضى از خصائص جسمى منتقل مىكند).
(٣) از گوشت پرندهاى كه سنگدان و سيخك پشت پا و چينهدان ندارد بپرهيزيد (كلمه «كابره» كه در متن بدنبال آن سه عضو ذكر شده در خصال و مواعظ نيست و معناى مناسبى هم ندارد و لذا ترجمه نشد). از گوشت درنده نيشدار و پرنده چنگال دار خوددارى كنيد. سپرز را نخوريد كه از خون فاسد مىرويد (به نقل مواعظ: خون فاسد مىروياند، و به نقل خصال:
مركز خون فاسد است). (٤) سياه نپوشيد كه لباس فرعون است. (٥) از غدههاى گوشت حذر كنيد كه رگ خوره را تحريك مىكند. (٦) دين را قياس نكنيد كه قياس بردار نيست، عن قريب كسانى بيايند كه قياس در دين بكار برند اينان دشمن دينند و اول كسى كه قياس كرد شيطان بود. (٧) كفش نوكدار نپوشيد كه كفش فرعون است، او اول كسى است كه اين نوع كفش را اختراع كرد (در خصال و مواعظ بجاى كلمه «ملسن» نوكدار «ملس» آمده يعنى كفش هموار، و در آداب لباس حديثهايى وارد شده كه مستحب است كفش ميان تهى به شكل كف پا باشد نه صاف و هموار). (٨) با ميگساران مخالفت كنيد. (٩) خرما بخوريد كه شفاى دردهاست (در اين گونه احاديث رعايت مكان و خصوصيات مزاجى نوع مردم آن مناطق شده و كليتى ندارد). (١٠) قول پيغمبر ٦ را پيروى كنيد كه فرمود: هر كه درى از سؤال به روى خود گشايد خدا درى از فقر به رويش بگشايد. (١١) زياد استغفار كنيد كه روزى آور است. (١٢) هر چه توانيد كار خير پيش فرستيد كه فردا آن را خواهيد يافت. (١٣) از مجادله و ستيزه بپرهيزيد كه شك و شبهه ايجاد مىكند. (١٤) هر كه از خدا حاجتى دارد در سه ساعت طلب كند (اول) در يكى از ساعات روز جمعه؛ (دوم) هنگام ظهر وقتى كه باد مىوزد، و درهاى آسمان گشوده مىشود، و رحمت نازل گردد و پرندگان بصدا در آيند؛ (سوم) ساعت آخر شب نزديك طلوع فجر كه دو فرشته بانگ زنند: توبهكنندهاى هست تا توبهاش را بپذيرم؟ سائلى هست تا عطايش دهم؟ آمرزش خواهى هست تا بيامرزمش؟ حاجتمندى هست؟ پس دعوتگر خدا را جواب دهيد (حديث طبق خصال و مواعظ «في ثلث ساعات: ساعة في يوم الجمعة ...» ترجمه شد چه نقل متن بنظر صحيح نيامد). (١٥) بين سپيدهدم و طلوع آفتاب بدنبال روزى رويد كه از گردش روى زمين در تحصيل رزق مفيدتر است. اين ساعتى است كه خداى عز و جل روزيها را ميان بندگان قسمت فرمايد. (١٦) منتظر فرج باشيد و از رحمت خدا نااميد نشويد كه محبوبترين كارها نزد خدا انتظار