تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧١٥ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
بميان آمد، كه كداميك نخست آفريده شده؟ ذو الرياستين مسأله را از امام پرسيد. حضرت فرمود: از كتاب خدا پاسخ گويم يا طبق محاسبات (نجومى) خودت؟ گفت: اول از حساب نجوم. فرمود: مگر شما نمىگوئيد كه «طالع»[١] دنيا برج سرطان است، و ستارهها در «شرف» (بالاترين درجه ارتفاع، مقابل هبوط) بودند؟ گفت: چرا؟ فرمود: بنا بر اين ستاره زحل در برج ميزان بوده، مشترى در سرطان، مريخ در جدى، زهره در حوت، ماه در ثور، و خورشيد در وسط آسمان در برج حمل، و اين قهرا جز روز نخواهد بود، گفت: آرى چنين است. فرمود: و اما دليل از كتاب خدا اين آيه است: «نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد، و نه بهشت را كه پيش از روز باشد.» (يس: ٤٠). يعنى روز پيش از شب است.
(١) على بن شعيب گويد: خدمت حضرت رضا ٧ رسيدم. فرمود: على! زندگى چه كسى از همه بهتر است؟ عرض كردم: سرور من، شما بهتر مىدانيد. فرمود: آن كه زندگى ديگرى در پرتو زندگانى او خوش باشد. على! زندگى چه كسى از همه بدتر است! گفتم: شما داناتريد. فرمود: كسى كه ديگرى در سايهاش نياسايد. على! با نعمتها خوش رفاقتى كنيد (شكر آنها را بجا آريد) كه گريزپايند، از قومى نرميده كه دوباره باز گردد. على! بدترين مردم كسى است كه خيرش به كسى نرسد، غذايش را تنها خورد، و غلامش را شلاق زند.
(٢) مردى در روز عيد فطر به آن حضرت عرض كرد: من امروز با خرما و خاك قبر (كه لا بد تربت امام حسين ٧ بوده) افطار كردم. فرمود: سنت و بركت را جمع كردهاى.
(٣) به «ابو هاشم جعفرى» فرمود: ابو هاشم! عقل بخششى است خدائى (و كسبى نيست) و ادب با رنج و تعب بدست آيد، هر كه رنج تحصيل آن را تحمل كند بدان دست يابد، و هر كه خواهد با «تكلف» و زحمت عقل يابد جز جهل نيفزايد.
(٤) احمد بن عمر، و حسين بن يزيد گويند: خدمت حضرت رضا ٧ رسيده عرض كرديم ما از گشايش روزى و طراوت زندگى برخوردار بوديم، اينك وضعمان اندكى فرق كرده، دعا كنيد خداوند نعمت سابقمان را بازگرداند. فرمود: شما چه مىخواهيد؟ مىخواهيد پادشاه باشيد؟ دوست داريد مثل «طاهر» (ذو اليمينين، فرمانده لشكر مأمون) و «هرثمه» (سردار معروف قشون) بوده باشيد و بر خلاف مسلكى كه داريد (يعنى مذهب تشيع) مسلك ديگر داشته باشيد؟ گفتم: نه به خدا دوست نداريم دنيا
[١] طالع در اصطلاح نجوم جزوى از منطقة البروج است كه بر افق شرقى است، حين ولادت مولود يا سؤال سائل. فرهنگ فارسى معين.