تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦١١ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
(١) ١٨٠. پس از باز گرفتن از شير «رضاع» نيست (اگر كودكى را از شير بگيرند و از غير مادرش شير بخورد احكام رضاع ندارد و مثلا آن زن به حكم مادرش نمىباشد)، در روزه «وصال» (پيوند شب با روز) نيست، پس از احتلام (بلوغ) يتيمى نيست (بالغ حكم يتيم ندارد)، سكوت تا شب (بعنوان روزه از حرف) مشروع نيست، پس از هجرت (و ترك وطن كفر) «تعرب» (باديهنشينى و اختيار وطن كفر جايز) نيست، پس از فتح (گشوده شدن شهر مكه به دست مسلمين) هجرت (به مدينه لازم) نيست، پيش از ازدواج، طلاق (صحيح) نيست، پيش از مالك شدن آزاد كردن برده (درست) نيست، فرزند با وجود پدر سوگند ندارد، و همچنين برده با وجود ارباب و زن با وجود شوهر (كه اگر اين گروهها بدون اجازه يا با منع آنها قسم خوردند لازم نيست عمل كنند)، در معصيت نذر صحيح نيست، در قطع رحم (يا بريدن هر پيوند و لو با برادران) قسم (نافذ) نيست.
(٢) ١٨١. هيچ كس طراوت زندگى را جز از لابلاى ناملايمات بدست نيارد هر چند اوضاع با وى مساعد باشد، و هر كه فرصت را به انتظار آينده مناسبتر از دست دهد روزگار فرصتش را بربايد، كه رسم روزگار ربودن است، و راه زمان، از دست رفتن.
(٣) ١٨٢. زكات نعمت، احسان است، زكات آبرو، ميانجيگرى است، زكات بدن، بيمارى است، زكات پيروزى، گذشت است، و هر چه زكاتش داده شود از تلف در امان است.
(٤) ١٨٣. به هنگام مصيبت مىفرمود: شكر، خداى را كه مصيبت مرا به دينم نرساند، و سپاس خداى را كه اگر مىخواست، مصيبت از اين سنگينتر بود، و شكر خداى را بر آنچه خواست بشود و شده.
(٥) ١٨٤. خدا فرمايد: هر كه انسان سرگردانى را از حيرت بدر آرد من او را ستوده نامم، و در بهشتم جاى دهم.
(٦) ١٨٥. چون دنيا به مردمى رو كند نيكيهاى دگران را به تن آنان پوشاند، و چون پشت كند نيكيهاى خودشان را نيز بربايد.
(٧) ١٨٦. دختران، «حسنه» (كار خير) اند و پسران، نعمت؛ حسنه ثواب دارد و نعمت بازخواست.