تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٠٧ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
پس از امتحان)، و گرفتارى در ميان همينهاست، به قحطيهاى بنيانكن، طاعونهاى كشنده و اختلافات تاروماركننده دچار شوند. شيعه ما كسى است كه نه چون سگان سرماخورده از شدت بلاها زوزه كشد، نه چون كلاغ طمع ورزد، و نه دست سؤال دراز كند، گرچه از گرسنگى جان دهد. گفتم: اين شيعه را كجا بجويم؟ فرمود: در گوشه و كنار زمين، اينها كسانى هستند كه زندگى سادهاى دارند، خانه بدوشند، اگر حاضر باشند آنها را نشناسند، اگر غايب شوند احوالشان نپرسند، اگر بيمار شوند عيادتشان نكنند، اگر خواستگارى كنند، نپذيرند، اگر ناپسندى بينند اعتراض كنند، اگر نادانى با آنان طرف شود سلامش گويند، اگر نيازمندى بدانها پناه برد رحمش كنند، به هنگام مرگ هيچ غمى ندارند، دلهاى ايشان اختلافى ندارد، گرچه شهر و ديارشان مختلف باشد.
(١) ١٧٠. هر كه عمر دراز از خدا خواهد، كارش را معتدل و محكم سازد، هر كه خواهد بار گناه از دوشش فرود آيد، پردهاش را بياويزد (و خود را رسوا نكند)، هر كه خواهد نامش بالا رود، وضع خود پوشيده دارد.
(٢) ١٧١. سه خصلت است از همه اعمال بندگان دشوارتر است: در حق ديگران انصاف دادن، در ميان نهادن مال با برادر، و ياد خدا در هر حال. پرسيدند: ياد خدا در هر حال يعنى چه؟ فرمود: هنگام عزم بر گناه خدا را به ياد آرد تا ميان او و گناه حائل شود.
(٣) ١٧٢. همزه در قرآن زائد است[١].
(٤) ١٧٣. از مزاح بپرهيزيد كه دشمنى آرد، و كينه زايد و دشنام كوچك است[٢].
(٥) ١٧٤. حسن بن راشد گويد: حضرت صادق ٧ فرمود اگر به گرفتارى و بليهاى دچار شدى به هيچ مخالف شكوه مكن، با بعضى از برادرانت در ميان بگذار، كه يكى از اين چهار نتيجه را دارد، يا آن را به عهده مىگيرد، يا (اگر خود نتواند) با آبرو كمك كند (و از ديگران استمداد نمايد)، يا دعا نمايد، و مستجاب شود، يا رأيى دهد (و از فكرش استفاده كنى).
(٦) ١٧٥. دوره گرد بازارها نباش، خريد خردهريزها را خود بعهده مگير كه براى شخص آبرومند ديندار تصدى كارهاى جزئى و سبك ناپسند است، جز در سه مورد: خريد ملك، غلام، و شتر.
(٧) ١٧٦. حرف بيهوده مزن، بسيارى از سخنان سودمند را نيز تا محل مناسبى نيابى مگوى، بسا گوينده كه حرف حق و مفيدى را نابجا گفت و به رنج افتاد، با نابخرد
[١] بر حسب اختلافى كه در تلفظ همزه در لغات مختلف عرب بوده كه بعضى صريح ادا مىكردهاند، و بعضى آن را طبق قواعد مخصوص تخفيف مىدادهاند و مخصوصا قريش كه گويند از: تلفظ به آن امتناع داشتهاند، ممكن است معناى حديث اين باشد كه اين حرف بصورت صريح و تخفيف نيافته چيزى است كه در قرآن آمده، و لغت قريش كه فصيحترين لغتهاست و قرآن بر طبق آن وارد شده، آن را نداشته.
[٢] از اين حديث مىتوان استفاده كرد كه مزاحهائى كه در روايات منع شده كلا يا نوعا آنهاست كه اين خواص را دارد و تعرض به طرف است، موجب تحقير يا توهين است، و جنبه دشنام دارد منتهى به لباس شوخى.