تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٠٣ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
(١) ١٥٩. پيوند با خويشان، و نيكوكارى حساب را آسان كند، و از گناه نگه دارد، پس با خويشان پيوند و با برادر نيكى كنيد و لو به سلام خوب، و جواب سلام.
(٢) ١٦٠. سفيان ثورى گويد، خدمت حضرت صادق ٧ رسيده عرض كردم: مرا نصيحتى كنيد كه پس از شما بخاطر سپارم. فرمود: سفيان، حفظش مىكنى؟ گفتم: آرى پسر دختر پيغمبر. فرمود: سفيان: دروغگو مروت ندارد، حسود راحت ندارد، سلاطين برادرى ندارند، متكبر دوستى و رفاقت ندارد، بد اخلاق آقائى و سيادت ندارد، سپس امام ٧ سكوت كرد. گفتم: پسر دختر پيامبر بيفزا! فرمود: سفيان! به خدا اعتماد كن تا عارف باشى، به قسمت راضى باش تا توانگر باشى، چنان كه (مردم) با تو رفتار مىكنند با آنها رفتار كن تا ايمانت زياد شود، با تبهكار رفاقت نكن كه تبهكاريش را به تو بياموزد، در كارها با آنان كه از خدا مىترسند مشورت كن. باز حضرت دم فرو بست. گفتم: پسر دختر پيغمبر بيفزا! فرمود: سفيان، هر كه عزت بىقدرت، و فزونى بىبرادر، و مهابت بىمال خواهد بايد از ذلت گناه به عزت طاعت انتقال يابد. باز امام ٧ ساكت شد و عرض كردم:
بيفزائيد! فرمود: سفيان، پدرم مرا به سه نصيحت ادب كرد و از سه چيز منع كرد، اما آنها كه در تأديبم فرمود اين بود كه پسر جان هر كه با رفيق بد نشيند سالم نماند، هر كه گفتارش را مقيد نسازد (و آزادانه حرف بزند) پشيمان شود، هر كه جاى بدنام رود متهم شود. گفتم:
پسر دختر پيامبر، آن سه چيز كه منع فرمود چه بود؟ فرمود: از رفاقت با كسى كه بر نعمتم رشگ برد، يا در مصيبتم شماتت كند، يا سخنچينى نمايد منعم كرد.
(٣) ١٦١. شش خوى در مؤمن نيست: سختگيرى، بىخيرى، حسد، لجاجت، دروغ، و ستم.
(٤) ١٦٢. مؤمن هميشه ميان دو بيم است: يكى از گناهان گذشته كه نمىداند خدا با او چه مىكند، و ديگر از باقيمانده عمر كه خبر ندارد به چه مهلكهها مىافتد، پس مؤمن صبح نكند جز ترسان و شام نكند جز هراسان، و چيزى هم جز ترس او را اصلاح ننمايد (كه اگر ترس رفت بىپروا گناه مىكند).
(٥) ١٦٣. هر كه به روزى اندك بسازد، خدا به عمل اندكش راضى شود، هر كه به حلال اندك بسازد، هزينهاش سبك و درآمدش پاك و با بركت خواهد شد، و از حد عجز و درماندگى بيرون رود.