تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٤٧ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها (پند، حكمت، امر بمعروف، نهى از منكر و »
(١) مردى به آن جناب عرض كرد: من شما را براى خدا سخت دوست دارم، حضرت اندكى سر بزير افكنده سپس فرمود: خداوندا به تو پناه مىبرم كه مردم مرا براى تو دوست دارند و تو مرا دشمن دارى، آنگاه فرمود: من نيز ترا براى همان خدائى دوست دارم كه تو در راه او به من محبت دارى.
(٢) خداوند آدم بخيل گداى سمج را دشمن دارد.
(٣) چه بسا مغرورى كه سرگرم و خندان روز گذراند، مىخورد و مىنوشد و خبر ندارد كه خدا بر او غضب كرده، و خشم خدا به دوزخش مىكشد.
(٤) خوى مؤمن اين است كه در تنگدستى به اندازه درآمد خرج كند و در رفاه بقدر گشايش، خود در باره مردم انصاف دهد، و به همگان سلام كند.
(٥) سه چيز نجاتبخش مؤمن است: نگهدارى زبان از مردم و غيبت آنان، پرداختن به كارهاى سودمند آخرت و دنيا، و گريه طولانى بر گناه.
(٦) نگاه محبتآميز مؤمن به صورت برادر ايمانى، عبادت است.
(٧) سه خوى در هر مؤمنى باشد خدا حمايتش كند، در قيامت او را در سايه عرش جا دهد و از وحشت آن روز بزرگ ايمن سازد: ١- هر چه از مردم خواهد به آنها بدهد (اگر خواهد احترامش كنند، احترامشان كند، اگر خواهد حقش را بدهند حقشان را بدهد و ...). ٢- در هيچ كار دست دراز نكند و گام جلو ننهد (اقدام نكند) تا آنكه نخست بداند طاعت است يا معصيت. ٣- تا عيبى را از خود دور نسازد برادرش را به آن ملامت نكند، به عيب خود پرداختن مشغلهاى كافى است كه فرصت عيبجوئى ديگران را نمىدهد.
(٨) پس از معرفت خدا هيچ چيز نزد او محبوبتر از عفت شكم و دامن نيست، و هيچ چيز را خدا چون درخواست از او دوست ندارد.
(٩) به فرزندش امام باقر ٧ فرمود: هر كه از تو چيزى خواست بده اگر اهلش باشد بجا افتاده و اگر او اهل (و مستحق) خير نباشد تو اهلش باش، و اگر كسى سمت راستت ناسزائى گفت، سپس به سمت چپت آمده معذرت خواست، عذرش را بپذير.
(١٠) محفل صالحان صلاح آرد، آداب دانشمندان خرد افزايد، اطاعت «اولو الامر» (حكام الهى) كمال عزت است، رشد دادن ثروت (و بكار انداختن سرمايه در طريق منافع) كمال مردانگى است، ارشاد مشورتكننده اداى حق نعمت است و خوددارى از آزار مردم كمال عقل و مايه آسايش تن در دنيا و آخرت است.