تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٨٣ - آدابى كه براى اصحابش بيان فرموده كه مجموعا چهار صد حكم مربوط به امور دين و دنياست
كه تلخى آن را تسكين دهد[١] و چون مانده شد نخوريد. (١) چون مرد برهنه شود شيطان در او بنگرد و به او طمع كند، خود را بپوشانيد. روا نيست كه مرد جامه را از رانش كنار زند و در مجلس بنشيند. (٢) هر كه چيزى خورد كه بوى آزار دهنده دارد نزديك مسجد نرود. (٣) مرد در سجده نماز، پشتش را بلند كند. (٤) قبل از غسل دستها را تا مرفق بشوئيد. (٥) هر گاه فرادى نماز مىگزاريد طورى بخوانيد كه صداى قرائت و تكبير و تسبيح خود را بشنويد. چون از نماز فارغ شدى به جانب راست بنگر و سلام گوى. (٦) از دنيا توشه تقوا برگيريد كه بهترين توشه دنياست. (٧) آن كه درد را سه روز به كسى اظهار نكند و به خدا شكايت برد بر خدا لازم است او را شفا بخشد.
(٨) دورترين حالات بنده از خدا وقتى است كه تمام همش در فرج و شكم باشد. (٩) مرد نبايد به سفرى رود كه دينش در آن بخطر افتد. (١٠) در دعا به چهار چيز توجه كن: صلوات بر پيغمبر و آل ٦، درخواست بهشت، پناه بردن (به خدا) از جهنم، و خواهش همسرى حور العين.
(١١) پس از نماز بايد بر پيغمبر ٦ صلوات فرستاد و از خدا بهشت طلب كرد، و به او از آتش پناه برد، و از او ازدواج با حور العين مسألت كرد، كه هر كس صلوات نفرستد، دعايش باز گردد، و هر كس بهشت طلبد بهشت بشنود و گويد: پروردگارا خواسته بندهات را به وى عطا كن، و هر كه از آتش به خدا پناه برد دوزخ گويد: خدايا بندهات را از آنچه به تو پناه برده، پناه ده، و هر كه همسرى حور العين خواهد حور العين بشنود و گويد: خدايا خواهش بندهات را بپذير. (١٢) غنا (آواز) نوحهگرى شيطان در فراق بهشت است. (١٣) به هنگام خوابيدن دست راست زير گونه راست نهيد و گوئيد: «بسم اللَّه، وضعت جنبى للَّه على ملة ابراهيم و دين محمد و ولاية من افترض اللَّه طاعته ما شاء اللَّه كان و ما لم يشأ لم يكن»، به نام خدا، براى خدا پهلو به زمين نهادم، به ملت ابراهيم و دين محمد ٦ و طاعت آنها كه خدا اطاعتشان را واجب كرده، آنچه خدا خواهد بشود، و آنچه خدا نخواهد نشود؛ هر كه وقت خواب اين دعا بخواند از دزد غارتگر و ويرانى محفوظ ماند و ملائكه بر او استغفار كنند تا بيدار شود. هر كه وقت خواب سوره قل هو اللَّه را بخواند خداوند پنجاه هزار ملك به نگهبانى او بگمارد. چون كسى خواست بخوابد پهلو بر زمين ننهد تا اين دعا بخواند: اعيذ نفسى و اهلى و دينى و مالى و ولدى و خواتيم عملى و ما خولنى ربى و رزقنى، بعزة اللَّه و عظمة اللَّه و جبروت اللَّه، و سلطان اللَّه و رحمة اللَّه، و رأفة اللَّه، و غفران اللَّه، و قوة اللَّه، و قدره اللَّه، و لا اله الا اللَّه،
[١] چون آب زمزم براى سقايه مصرف مىشد آن آب را نبيذ سقايه گفتند، و سپس هر آبى كه تلخيش را به اين نحو علاج مىكردند نبيذ سقايه ناميده مىشد، و اين آب اگر زياد مىماند به نوعى شراب تبديل مىشد و مستكننده بود و بسيارى بدون تميز بين حالت قبل از تخمير و بعد از آن، مىخوردند و مىگفتند نبيذ حلال است و اين اشتباه به فقه عامه سرايت كرد و امروز هم آن را حلال مىدانند.