تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٨١ - آدابى كه براى اصحابش بيان فرموده كه مجموعا چهار صد حكم مربوط به امور دين و دنياست
پس رزق را اگر از جاى خودش كه به حكم خدا آسمان است طلب نكنيم، از كجا بجوئيم؟
نماز بندهاى قبول نشود تا از خدا بهشت را بخواهد و از دوزخ به او پناه برد و همسرى حور العين را طلب كند. چون به نماز مىايستيد نماز وداع بخوانيد. لبخند نماز را نمىبرد، قهقهه مىبرد. هر گاه خواب بر قلب مسلط شود بايد دوباره وضو گرفت. اگر در نماز چشمانت (از خواب) باز نمىشود نماز را قطع كن و بخواب، چه خبر دارى؟ شايد (بجاى دعا) در حق خود نفرين كنى. (١) هر كه ما را به قلب دوست دارد و به زبان يارى كند و با دست همراه ما بجنگد، در بهشت هم درجه ماست. و هر كه ما را به قلب دوست دارد و به زبان يارى نكند و با دست كنار ما نجنگد، يك درجه پائينتر است. و هر كه ما را به قلب دوست دارد و به زبان و دست يارى نكند، در بهشت با ماست[١]. هر كه در دل دشمن ما باشد و با دست و زبان با ما مخالفت كند در پستترين درك جهنم است. هر كه دشمنى ما به دل دارد و با زبان مخالفت كند نه با دست، يك طبقه بالاتر است. و هر كه قلبا دشمن ماست و به زبان و دست مخالفتى با ما ندارد در آتش است. بهشتيان منازل شيعيان ما را در بهشت (بالاى سرشان) بنگرند چنان كه انسان ستارگان را در آسمان مىنگرد. (٢) چون سورههائى را كه در آغاز كلمه تسبيح (يسبح يا سبح) دارد مىخوانيد، بگوئيد سبحان ربى- الاعلى. و چون آيه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ» را مىخوانيد، درود بر پيغمبر ٦ فرستيد در نماز باشد يا خارج نماز. (٣) هيچ عضوى در بدن كمسپاستر از چشم نيست، خواستههايش را نپذيريد كه شما را از ياد خدا باز مىدارد. (٤) چون سوره و التين را مىخوانيد در آخر بگوئيد: «و نحن على ذلك من الشاهدين». و چون به آيه قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ (بقره: ١٣٦)، برخوريد بگوئيد آمنا باللَّه و آيه را بخوانيد تا نحن له مسلمون. (٥) چون بنده در تشهد آخر نماز واجب گويد: اشهد ان لا اله الّا اللَّه وحده لا شريك له و ان محمدا عبده و رسوله و ان الساعه آتيه لا ريب فيها و ان اللَّه يبعث من في القبور.
سپس حدثى از او سرزند نمازش تمام است (و اعاده ندارد)[٢]. خدا را به هيچ عبادتى سختتر از پياده رفتن به (مساجد براى) نماز نپرستيدهاند[٣]. (٦) خير را در گردن و سم شتران كه به آبشخور روند و برگردند، بجوئيد[٤].
(٧) «نبيذ»[٥] را به اين جهت «نبيذ سقايه» (سقايه آب دادن حاجيان است) گفتند كه براى پيغمبر ٦ از طائف كشمش آوردند، دستور داد در آب زمزم بريزند
[١] فقره دوم و سوم در مواعظ العدديه چنين است:« هر كه به دل ما را دوست دارد و به زبان يارى كند و در جنگ با دشمنان ما مبارزه نكند يك درجه پائينتر است، و هر كه در دل دوست ما باشد و با دست و زبان پشتيبانى نكند، دو درجه پائينتر است» و اين نقل صحيحتر است و در متن اينجا قاعدتا اشتباهى رخ داده.
[٢] اين حديث از نظر فقه و فتاوى قابل عمل نيست و حدث قبل از سلام را علماء مبطل دانند.
[٣] اين جمله در خصال و مواعظ چنين است:« خدا را به هيچ عبادتى سختتر از پيادهروى به خانه او( كعبه) نپرستيدهاند» و آن نقل صحيحتر بنظر مىرسد.
[٤] تشويقى است از پرورش شتر كه در آن زمان مايه خير و بركت بود هم از شير و كرك و گوشتش استفاده مىكردند، هم براى سوارى و باربرى بكار مىآمد.
[٥] آبى كه در آن خرما و كشمش ريزند تا تلخيش برطرف شود.