تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١١٧ - نامه امير المؤمنين(ع) به فرزندش امام حسن(ع)
بر همه پيمبران از ما درود فرستد، درودى كه از همه خلق مىفرستد و از او مىخواهم (اينك كه توفيق دعا داده) نعمتش را با اجابت تكميل فرمايد، كه با نعمت او كارهاى شايسته بثمر رسد.
(١) پسر جان! سفارش مرا نيك درياب و بدان كه مالك مرگ همان مالك زندگى است، آفريدگار همان ميراننده است، فناكننده همان بازگرداننده است، و گرفتارى بدست همان است كه نجات در دست اوست. دنيا جز به همان سنتى كه خدايش آفريده است نپايد، نعمت است و بلا (توقع آسايش مطلق و آزادى از چنگال بلا خطاست) و پاداش در آخرت است، يا هر چه (خدا) خواهد كه ما خبر نداريم، چنانچه چيزى از آنچه گفته شد بر تو مشتبه گرديد (و نتوانستى درست تصديق كنى) آن را بر نادانى خود حمل كن كه تو نخست جاهل بودى و سپس علم آموختى و چه بسيار مسائلى كه هم اكنون نيز نمىدانى، و رأيت در آنها حيران و بينشت سرگردان است، و بعدها خواهى فهميد. پس به آن كه ترا آفريده و روزى داده و پرداخته پناه بر، بايد توجه و اميدت به او و ترست هم از او باشد.
(٢) بدان پسر جان، كه هيچ كس همانند پيغمبر ما ٦ از جانب خدا خبر نياورده، پس او را به رهبرى بپذير، كه من در نصيحت تو كوتاهى نكردم و تو هر چه بكوشى نتوانى بسان من براى خود بينديشى. بدان پسر جان، كه اگر پروردگارت شريك داشت پيغمبران و فرستادگان او هم به سراغت مىآمدند، آثار ملك و سلطنتش را مىديدى، صفات و كارهايش را مىشناختى؛ ولى خدايت چنان كه خود را توصيف كرده يگانه است، هيچ كس در مقام ربوبيت با او ضديت و خصومتى ندارد، همه چيزها را آفريده، و مقام پروردگاريش برتر از آن است كه در دل و ديدهاى گنجد. چون خدا را بدينسان شناختى كارى كن، كه با اين بيمقدارى و ناتوانى و نيازمندى شديد سزاوار توست. طاعتش را بجوى، از او بيمناك و از غضبش هراسان باش، كه جز به نيكى فرمانت نداده و جز از زشتى بازت نداشته.
(٣) پسر جان! من ترا از دنيا و حالات، و ناپايدارى و انتقال اهلش آگاه كردم، و از آخرت و آنچه براى اهلش فراهم شده خبر دادم، و مثالها برايت زدم، آنها كه دنيا را به ديده بصيرت بنگرند همچون مسافرانى هستند كه در منزلى ناسازگار و بىآب و علف بار افكندهاند و سرزمينى خرم و ناحيهاى سرسبز در پيش دارند؛ رنج راه و فراق دوستان و ناملايمات خواب و خوراك سفر را