آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٣٥ - يادداشتهاى باب چهارم
شماره ٣٨ ص ١٣٦ سطر ١١:
استعجال در نماز يعنى در تعقيب نماز تعجيل كند، و يا آن را ترك نمايد و يا به اندكى از تعقيبات اكتفا كند تا به كارهايش برسد يا مراد آنست كه مأيوس از اجابت شود، زيرا در اجابت آن كندى شد. و دعا را ترك كند و به طرف حاجت خود برود تا خود تلاش كند و آن را تحصيل كند قول اول اظهر است.
شماره ٣٩ ص ١٣٧ سطر ٧:
مرآة گويد: مراد از قضاى حاجت حتمى وى يا محمول بر اين است كه غالبا خدا حاجت وى را بر مىآورد يا وقتى شرايطش محقق شد.
٤٠/ ١٣٩/ ١٠:
مرآة: «آمين و آمين بالمد و القصر و المدّ أكثر» و آن اسمى مبنى بر فتح است و معناى آن اين است كه «اللهم استجب لى» و بعضى گفتند: تشديد هم لغتى است اين غلطى ريشهدار است.
٤١/ ١٣٩/ ١٨:
در مرآة گويد: زنده دل يعنى دلت حاضر باشد و ساهى و غافل نباش، زيرا قلب غافل از ياد خدا و ادراك حق تعالى مرده است و قلب غافل ذاكر زنده است و از آيه أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ آنكه مرده است و زندهاش كرديم. «و انك لا تسمع الموتى» تو مردگان را نمىتوانى بشنوانى مراد اين قلبهاست.
شماره ٤٢/ ص ١٤٠/ سطر ١٢:
مدح در موردى استعمال مىشود كه در شخص صفات نيكو، خواه غريزى فطرى، و خواه اختيارى باشد به همين خاطر مدح اعم از حمد است.
٤٣/ ١٤٠/ ١٧:
تمجيد ذكر بزرگى حق و توصيف به صفات نيكو را گويند.