آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٧٢ - نفس شفاعت هيچ كس را قبول نمىكند
[نفس شفاعت هيچ كس را قبول نمىكند]
دانشمندى مىگويد: نفس شفاعت هيچ كس را قبول نمىكند. از بدى نفس و نادانيش آنكه وقتى به معصيتى همت گمارد يا در شهوتى افتد اگر خداى تعالى را شفيع نمايى و سپس پيامبرش و جميع انبيا و كتابهاى خدا و همه ملايكه مقرب را به شفاعت بياورى و مرگ و قبر و قيامت و بهشت و آتش را براى وى سان دهى نمىتوانى او را لگام زنى و آرام و قرار نمىگيرد و شهوت را ترك نمىكند، ولى اگر نان را از او باز دارى و يا به او نانى بدهى آرام مىشود و شهوتش را ترك مىكند تا آنكه بر تو واضح شود كه او پست و نادان است تو را سفارش مىكنم كه هرگز از نفس به چشم بهم زدنى غافل نشوى! زيرا نفس چنان كه خالق وى فرمود: إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي[١] و همين آگاهى براى عاقل كافى است. پس به تقوا لگامش زن و افسار اميد را بر او بزن و با تازيانه ترس او را بران! ولى تقوا براى سركشى نكردن و نرميدن نياز است، ولى ترس به دو دليل لازم است:
اوّل: نفس از معاصى باز داشته شود، زيرا بسيار به بدى امر مىكند و بسيار ميل به شر دارد و از آن جز با ترس شديد و تهديد باز نمىگردد.
دوم: براى اينكه از طاعت به خود عجب راه ندهى و عجب از مهلكات است، بلكه بواسطه مذمت و عيبگيرى و ياد آورى گناهان و خطاها كه باعث خوارى و آتش مىشود او را افسار بزنى.
و اما اميدوارى به دو دليل لازم است.
اوّل: براى اينكه انگيزه بر طاعت پيدا كند، زيرا اعمال خير سنگين است و شيطان جلوى آن را مىگيرد و نفس هم به كسالت و بيكارى و بطالت تمايل دارد.
دوم: اميد به اين خاطر كه كشيدن مشقتها و سختيهاى طاعات آسان گردد، زيرا كسى كه بداند چه مىخواهد بر او خرج كردن آسان مىشود آيا نمىبينى خواهان عسل هرگز در نيش زنبور فكر نمىكند، چون ياد شيرينى عسل مىكند. و كارگر در طول روز به زحمت شديد كار مىكند و از آن لذت مىبرد به اميد اينكه اجرت بگيرد. و كشاورز در سختى گرما و سرما، كار و كوشش در
[١] - ١٢/ يوسف، ٥٣.