آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ١٨٣ - پاسخ
خاطر اعمالى كه براى خدا آورده كسى او را مدح كند» و لذا گاهى انسان عمل خالصى را انجام مىكند ولى وقتى مردم بر آن اطلاع يافتند و مطلع شدند و او را ستودند خوشحال مىشود و اين خصوصيت از بشر جدايى ناپذير است جز در مورد انسانهايى كه گفته شده است به اخلاص كامل رسيدند، به همين خاطر گاهى انسان با اخلاص نماز مىگزارد و دعا مىخواند، ولى همين كه كسى بر آن مطلع شد خوشش مىآيد در حالى كه بنا به سخنان شما ريا نه تنها ثواب را از بين مىبرد بلكه باعث عذاب دردناك هم مىگردد.
پاسخ
بنا به نقل مفسرين، در مورد همين مطلب از پيامبر خدا ٦ سؤال شد روايت از سعيد بن جبير است گفت مردى خدمت پيامبر ٦ رسيد عرضه داشت: من صدقه مىدهم و صله رحم مىكنم و قصدى جز خدا ندارم همين كه كسى از آن ياد كند و مرا بستايد خوشحال مىشوم و خوشم مىآيد رسول خدا ٦ ساكت شد و چيزى نگفت تا اينكه اين آيه نازل شد: قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً[١] بگو كه من هم بشرى مثل شما هستم كه به من وحى مىشود كه خدايتان يكى است هر كس اميد ملاقات پروردگارش را دارد عمل صالح انجام دهد و در آن احدى را شريك خدا قرار ندهد، و تحقيق آن است كه خوشحالى از اينكه مردم با خبر از اعمال شدند دو قسم است خوشحالى پسنديده و خوشحالى ناپسند خوشحالى پسنديده هم سه قسم است: اول: آنكه قصد او اخفاى طاعت باشد و اخلاص براى خدا دارد، ولى وقتى مردم مطلع شدند، بداند كه خداى تعالى به كرم و فضل خويش مردم را آگاهانيد و بر ايشان خوبيها را نماياند و اين كرم و تفضّل در آشكار ساختن اعمال نيكو، از صفات الهى است، آيا در جملات دعا نمىبينى كه: «يا من اظهر الجميل و ستر القبيح»: اى خدايى كه خوبيها را آشكار مىكنى و بديها را مىپوشانى. و در وحى آمده است: وظيفه تو پوشاندن عمل صالح است و بر من است كه آن را آشكار كنم بنا بر اين بنده وقتى كه ديد اعمال نيكويش بر ملا شده است از اين مطلب مىفهمد كه خداى تعالى با او نيكى نموده و نظر لطفش شامل حال او شده است، زيرا بنده طاعت و معصيت را در خفا انجام مىدهد، ولى خدا طاعت را آشكار مىكند و معصيت را مىپوشاند و هيچ لطفى بهتر از اين نيست بنا بر اين خوشحالى او به خاطر كار خدايى است، نه به خاطر
[١] - ١٨/ كهف، ١١٠.