آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ١٠٦ - على با تيشه آستين جامه را مىبرد
از اصحابش را ديد كه با آجر و گچ خانه مىساخت فرمود: امر زودتر از اين مىرسد. امّا ابراهيم پدر انبيا : لباسش پشم و خوراكش نان جوين. و اما يحيى بن زكريا لباسش از ليف خرما و خوراكش از برگ درخت بود و امّا سليمان با آنكه پادشاهى داشت، لباس مويين مىپوشيد و وقتى كه شب مىگرديد دستانش را به گردن مىبست و با گريه تا صبح مىايستاد و غذايش از زنبيلى كه خود مىبافت، تأمين مىشد و امّا لباس و غذاى سيد بشر محمد ٦ را دانستى. روايت شد كه روزى گرسنه شد سنگى را بر شكمش بست سپس فرمود چه بسا مردى كه خود را عزيز مىشمارد ولى نفس خود را اهانت مىنمايد و چه بسا مردى كه نفس خود را اهانت مىكند ولى آن را عزيزى مىشمارد چه بسا نفسى كه در دنيا گرسنه و برهنه است ولى در آخرت سير و متنعم است چه بسا نفسى كه در دنيا با لباس و متنعم است ولى در قيامت گرسنه و برهنه است. چه بسا كسى كه در غنيمتى كه خداى به پيامبرش داده فرو رفته و از آن متنعّم گرديده ولى از آخرت بهرهاى نمىبرد. آگاه باشيد! كه كار بهشتى مثل زمين ناهموار و سخت است و كار اهل جهنم مثل زمين دشت، هموار است. آگاه باشد! چه بسا يك ساعت شهوترانى اندوه طولانى را در قيامت به دنبال دارد.
[سويد بن غفله از حضرت على (ع) سخن مىگويد]
و اما حال على سيد الوصيين و تاج العارفين و وصى رسول رب العالمين ٧ در زهد و قناعت روشنتر از آن است كه گفته آيد. سويد بن غفله مىگويد بر امير المؤمنين ٧ بعد از بيعت مردم با او به خلافت، وارد شدم او بر روى حصيرى كوچك نشسته بود و كسى در خانه نبود عرضه داشتم: اى امير المؤمنين! بيت المال در دست توست در حالى كه در خانه تو از اثاثيه مورد نياز خانه خبرى نيست. فرمود: اى پسر غفله عاقل در خانه عاريت اثاثيه جمع نمىكند ما خانهاى داريم كه بهترين متاعهاى خود را در آن جمع كرديم و بزودى بسوى آن خواهيم رفت.
[على با تيشه آستين جامه را مىبرد]
على ٧ وقتى مىخواست جامهاى را براى پوشيدن بخرد، داخل بازار مىشد و جامهاى مىخريد و وقتى بهترين جامه را قنبر انتخاب مىكرد او پستتر را مىپوشيد. سپس پيش نجّار مىآمد و يكى از آستينها را مىكشيد و مىگفت با تيشهات آن را ببر و مىفرمود: اين را