آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٨٨ - ٥٥ - الفتاح
حسنات بدل مىكند و العفو بر وزن فعول است و از كلمه عفو گرفته شده و عفو به- معناى چشم پوشى از گناه و مجازات نكردن گناهكار است و گفتند: عفو از «عفت الريح الاثر» گرفته شده، يعنى باد اثر و نشانه را محو و پاك نموده است.
٥٠- الغفور:
كسى است كه بسيار مىآمرزد و معناى غالب آن مغفرت از گناهان در آخرت و گذشتن از مجازات است و غفور از غفر به معناى ستر و پوشش گرفته شده است و به همين سبب عرب به كلاه خود چون سر را مىپوشاند، مغفر مىگويند و مبالغه در العفو بيشتر از مبالغه در الغفور است، زيرا ممكن است چيزى پوشانده شود ولى اصلش باقى باشد، ولى در عفو و محو اين طور نيست زيرا محو يعنى بكلى از بين رفتن و نابود شدن آثار و نشانههاست.
٥١- الغنى:
يعنى كسى كه ذاتا بىنياز از خلقش مىباشد پس حاجاتى نخواهد داشت و به جهت كمال و قدرتش به آلات و ادوات نيازى ندارد، ولى همه موجودات جز او محتاجند گرچه تنها در وجودشان محتاج باشند، ولى او غنى مطلق است.
٥٢- الغياث:
يعنى فريادرس، علت اينكه مصدر مجازا اسم گرديده اين است كه بسيار از بيچارگان دستگيرى مىكند و دعاى انسانهاى مضطر را اجابت مىكند.
٥٣- الفاطر:
يعنى آنكه خلق را آفريد و اشيا را به صورت ابداعى و تازه خلق نمود و پس خداى فاطر اشياء است يعنى خالق و مبدع آنهاست.
٥٤- الفرد:
يعنى كسى كه تنها او منفرد در ربوبيت و پرورش است و تنها امر در دست اوست نه در دست مخلوق و نيز چون او تنها، موجود است و هيچ موجودى با او نيست به او فرد گفته مىشود.
٥٥- الفتاح:
يعنى كسى كه بين بندگان قضاوت مىكند. گفته مىشود «فتح الحاكم بين الخصمين» حاكم بين متخاصمين فتح كرد در صورتى كه بين آن دو قضاوت كرده باشد. و به همين معنا سخن حق تعالى آمده است كه: «رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ