آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٣٩ - يادداشتهاى باب چهارم
عقاب شود در صورتى كه استحقاق عقاب را ندارد و اين منافى با عدالت است و اگر لعنت اثرى ندارد پس لغو و بيهوده مىباشد؟
جواب: به وجوهى مىتوان از آن جواب داد. گوييم: ما شقّ دوم را اختيار مىكنيم.
مىگوييم: لعنت اثرى بر ايشان ندارد، ولى لعنت باعث اظهار برائت از اعداى خدا مىشود و اين از بزرگترين اركان دين مىباشد و غرض از آن طلب عقاب نيست بلكه محض اظهار عداوت و تبرى از ايشان و اعمالشان مىباشد و از اين بابت مستحق عقوبت عظيم مىگردد چنان كه در ذكر كلمات توحيدى كه از ضماير خبر مىدهد نيز همين كلام مىآيد.
دوم: شق دوم را اختيار مىكنيم و مىگوييم عقاب ايشان زياد مىشود، زيرا مقدار عقوبتها از ناحيه تقرير و تبين شارع معين شده است، اگر مولى به بنده خود بگويد كه اگر فلان كار را انجام دهى صد درهم به تو مىدهم و اگر تركش كنى صد ضربه شلاق مىزنم، اگر آن كار را انجام داد مستحق صد درهم مىشود و اگر ترك كرد مستحق صد ضربه شلاق مىشود. و اگر شارع بگويد:
اگر نمازهاى پنجگانه را آوردى به تو چنين ثواب و چنان درجه از بهشت مىدهم و اگر ترك كردى هزار سال تو را عذاب مىكنم مع الوصف وى ترك كند با آنكه مىداند در اين صورت مستحق آن عقوبت است. و نمىتواند بگويد كه چرا به خاطر ترك يك نماز مرا اين مقدار عذاب مىكنى زيرا وى بندهاش مىباشد و اطاعت مولى بر وى واجب است، پس اگر عقوبتى را در صورت مخالفت معين كرد آنگاه با اختيار آن را ترك كرد و مولى وى را به همان عقوبت معين عقاب كرد خردمندان اين عقوبت را ظلم نمىدانند در اين نيز چنين مىگوييم: چون خداى تعالى مقرر فرمود كه هر كس با اولياى وى مخالفت كند و حقوق ايشان را غضب كند يا انكار نمايد و يا امثال آن، عقابى را به دليل اين كار و عقابى را به دليل لعن ديگران بر ايشان مىنمايد.
پس عقاب مترتب بر لعن جزئى از عقوبت مقرر بر اعمالش مىباشد و اگر ايشان را به هنگام لعن لاعنين عقاب كند بيشتر از استحقاق آنها عقاب نفرموده است و ايشان مستحق همه اين عقوبتها هستند.
سوم: اعمال اين اشقيا يك بدى ذاتى دارد چون امر خدا را مخالفت كردند و يك بدى از جهت ظلم و ستم بر ديگران دارد و آن از اين جهت كه شيعه اهل بيت : را از فوايدى كه بر اقتدار و غلبه و ظهور ائمه (ع) ياد شد منع كردند مثل منافع دنيوى و اخروى هدايت و دفع