آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ١٨٩ - علاج ريا
همان طور كه مسافر به راه دور و مخوف با خود جز طلاى ناب همراه نمىبرد، زيرا مىخواهد سبكبار باشد و به هنگام نياز منفعت زيادى از آن ببرد. هيچ نيازى بيشتر از نياز روز قيامت نيست و هيچ عملى منفعتش از عمل خالص براى خدا بيشتر نيست زيرا عمل خالص نفيسترين ذخاير است و براى حمل مطمئنتر است، بلكه عمل خالص الهى شخص را حمل مىكند چنان كه در تفسير قول خداى سبحان يُنَجِّي اللَّهُ الَّذِينَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ[١]. خداى تعالى بواسطه اعمال رستگاركنندهشان كسانى را كه تقوى پيشه كردند نجات مىدهد» به هنگام اهوال قيامت عمل صالح به صاحبش مىگويد مرا سوار شو! و چه زياد در دنيا سوارت بودم! پس شخص بر عمل صالح مىنشيند و بر سختيهاى قيامت گام مىزند. داود بن فرقد از ابو عبد الله ٧ نقل كرد كه فرمود: عمل صالح جاى صاحب خود را در بهشت آماده مىكند چنان كه مرد غلام خود را قبلا مىفرستد تا بسترش را بگستراند. سپس فرمود مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ[٢] هر كس عمل صالحى انجام دهد براى خود آماده كرده است.» پس هر كس آخرت و اهوال و منازل بلندش را در دل خود ساندهد چيزهايى كه در زندگانى دنيا مربوط به مردم است، پست مىشمارد. و ريا را با رنجها و تلخيها توام مىيابد. با اين اوصاف شخص همت خود را متمركز مىكند و قلبش را به سوى خدا مىكشاند و از خوارى ريا و رنجهاى ناشى از ملاحظه دلهاى مردم مىرهد و از اخلاص او انوارى بر قلبش مىتابد، سينهاش را وسعت مىدهد و زبانش را باز مىكند و الطاف الهى براى او درى را مىگشايد كه بر انس او بيافزايد و به وحشت از مردم اضافه كند و اينكه دنيا را پست مىشمارد و آخرت را بزرگ مىدارد خلق از دلش مىافتد و انگيزه ريا از او رخت بر مىبندد و خلوت را انتخاب مىكند و دوست دارد[٣] و ابرهاى رحمت بر او مىريزند و زبانش به حكمتهاى لطيف گويا مىشود. و در خبر از پيامبر ٦ آمده است كه فرمود: هر كس چهل روز براى خدا اخلاص ورزد خداى تعالى چشمههاى حكمت را از قلبش به زبانش سرازير مىكند. و عبيد بن زراره از امام صادق ٧ حديث كرد كه فرمود: هيچ مؤمنى نيست جز آنكه خداى تعالى او را با ايمانش مانوس كرده است اگر بر بالاى كوه باشد نمىهراسد. حلبى از ابى عبد الله (ع) نقل كرده است فرمود: براى آزمايش با مردم بنشين! وقتى ايشان را بيازمايى با ايشان
[١] - ٣٩/ زمر، ٦١.
[٢] - ٣٠/ روم، ٤٤.
[٣] حضرت استاد آية الله حسن زاده آملى مىفرمايد:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|