آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٦٦ - يادداشت خاتمه كتاب
خويشند صدق اين مقال با اين فرض ممكن است كه شبان و روزان عبادت كنى و با توحيد كامل بميرى و فرض كنى كه خداى تعالى عذاب نمرود و شدّاد را بر تو فرود آورد آيا چه به خدا مىگويى آيا همانند حضرت امام سجاد (ع) مىگويى: «انا لا انسى اياديك» ش ٨٢ ص ٢٦٩ سطر ٢٥:
بدان كه حسد تنها بر نعمت متصوّر است وقتى خداى تعالى به برادرت نعمتى داد دو حالت متصور است:
اول: يا از آن نعمت بدت مىآيد و دوست ندارى كه زايل شود چه آنكه خودت بخواهى به آن نعمت برسى يا نخواهى، اين حالت را حسد گويند.
دوم: دوست ندارى كه زايل شود و وجود و رواج آن نعمت را بد نمىدانى، ولى براى خودت مثل آن نعمت را مىخواهى و به اين غبطه مىگويند، و گاهى منافسه و مسابقهاش نامند، امّا حالت اول را مطلقا چه اظهار كنى و چه اظهار نكنى و در دل نگهدارى، مشهور علما قايل به حرمت آنند.
ولى از بعضى از اخبار استفاده مىشود كه اظهار ما في الضمير و امر قلبى حرام است نه آنكه انسان در دل حسد داشته باشد ولى در زبان و افعال مطابق آن كارى انجام ندهد در اين صورت معنايش اين است كه امر قلبى چون كارش دست خود آدم نيست معفو است.
با اندكى تصرف مرآة العقول باب حسد
يادداشت خاتمه كتاب
شماره ٨٣ ص ٢٧٥ سطر ١:
چرا اسماى حسنى گفته مىشود:
مراد بهترين اسماى است زيرا معناهايى را مشتمل است كه بعضى به صفات ذات بر مىگردند مثل عالم و قادر وحى و الله و بعضى به صفات فعل بر مىگردد مثل خالق و رزاق و بارى و مصور و بعضى افاده تمجيد و تقديس مىدهد مثل قدوس و غنى و واحد.