آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٩٤ - ٧٩ - الوهاب
خداى تعالى فرمود: وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ*[١] خداى تعالى شما را صورتگرى كرد و نيكو صورتگرى نمود.
٧٣- الكريم:
يعنى بخشنده، زياد گفته مىشود: مرد كريم يعنى بخشنده و گفتند: معنايش عزيز است چنان كه گويند فلانى با كرامتتر از فلانى است. يعنى عزيزتر از اوست. و در اين باب سخن حق است كه فرمود: «انّه لقرآن كريم» يعنى اين كتاب قرآن عزيز است.
٧٤- الكبير:
يعنى سيد و به بزرگ قوم مىگويند سيد قوم «كبريا» اسم تكبر و بزرگى است.
٧٥- الكافى:
يعنى هر كس توكل بر او كند خداى ويرا كفايت مىكند پس نياز او را بر مىآورد و او را به ديگران حواله نمىدهد. خداى تعالى فرمود: وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ[٢] هر كس بر خدا توكل كند خداى تعالى او را كافى است.
٧٦- كاشف الضر:
معنايش گشايش دهنده است أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ ٦٢ نمل/ ٢٧ مضطر را به هنگام دعا اجابت مىكند و بدى را از او بر مىدارد.
٧٧- الوتر:
فرد را گويند و هر چيزى كه فرد باشد به آن وتر گفته مىشود.
٧٨- النور:
وى به نور خويش كوران را بينا كند و به هدايت خود گمراهان را هدايت كند. و نور به معناى ضياء است و مجازا به صورت مصدر آمده در حالى كه معناى آن اسم فاعل است يعنى منير به معناى روشنى ده. يا آنكه چون اهل آسمانها و زمين بواسطه حق تعالى به مصالح و كمالات خود مىرسند چنان كه به واسطه نور مردم مىبينند يا آنكه چون نور را نور كرده و خلق نموده است به اسم وى النور مىگويند.
٧٩- الوهاب:
يعنى كسى كه بسيار مىبخشد و بخشش او به لحاظ مقدار، فراوان است.
[١] - ٤٠/ غافر، ٦٤.
[٢] - ٦٥/ طلاق، ٢.