آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٨٢ - ٢٨ - الرب
٢٢- الحليم:
كسى كه چشم پوشى مىكند نادانى حكم او را تغيير نمىدهد، و خشم خشمگين او را از جاى در نمىبرد، و نافرمانى گناهكاران او را از خود بىخود نمىكند.
٢٣- الحفيظ:
او حافظ است كه آسمانها و ما بين آنها را حفظ مىكند، و بنده را از مهالك و سختيها نجات مىدهد، و او را از سقوط كردن حفظ مىكند.
٢٤- الحق:
او بود و وجودش متحقق است و هر چيز كه وجودش و بودش حقيقت داشته باشد حق است چنان كه مىگويند: «الجنّة حق كائنة و النار حق كائنة» بهشت حقيقت است و موجود مىباشد، و جهنم حقيقت است و موجود مىباشد.
٢٥- الحسيب:
يعنى كافى. مىگويد «حسبك درهم»، يعنى درهمى تو را كافى است چنان كه حق تعالى فرمود: «حسبك الله و من اتّبعك من المؤمنين»، يعنى خداى و مؤمنين كه از تو پيروى كردند تو را كافى هستند. و حسيب به معناى حسابگر هم آمده است: چنان كه خداى تعالى فرمود: و كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً»[١] يعنى امروز خودت براى محاسبه كافى هستى. و نيز حسيب به معناى محصى و عالم آمده است.
٢٦- الحميد:
پسنديدهاى كه بواسطه كارهايش مستحق حمد گرديد يعنى در آسايش و بيمارى و در سختى و آسانى استحقاق حمد دارد.
٢٧- الحفيّ:
معنايش عالم است خداى تعالى مىفرمايد: يَسْئَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْها از تو از روز قيامت مىپرسند مثل آنكه تو داناى به زمان قيامت هستى. پس حفّى داناى به وقت آمدن قيامت. و گاهى الحفى به معناى لطيف است يعنى كسى به تو حفى است به تو خوبى و محبت و لطف مىكند.
٢٨- الربّ:
به معناى مالك است و هر كس چيزى را مالك شود رب اوست و اين معناى آيه
[١] - ١٧/ اسراء، ١٤.