آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ١٩٦ - معاذ بن جبل و پيامبر
بىحساب بهرهمند مىگردند. و رسول خدا ٦ فرمود: هر كس بگويد: سبحان اللَّه خداى تعالى براى او درختى در بهشت مىكارد. اين قيمت لحظهاى از انفاس توست و چه نفسهايى را بيهوده هدر دادى! و چه لحظاتى را كه بر تو خواهد گذشت و بيهوده هدر خواهى داد! پس سزاوار است كه كوچكى عمل خود را در نظر بگيرى و كمى ارزش كارت به نسبت به كارهاى مثل آن را در نظر داشته باشى و منت خداى را بر خود بدانى كه در مقابل اين زمان اندك با اين ارزش ناچيز ارزش تو را تا به آن مقدار مذكور بالا برد و پاداشت را بزرگ شمرد. دقت كن كه آن اعمال جز براى خدا واقع نشود و مورد پسند خدا قرار گيرد كه در غير اين صورت ارزشى كه به خاطر انتساب به خدا پيدا كرده بود از بين مىرود و به ارزش زمانى دنيايى كه همان ارزش پست ناچيز يعنى دو درهم و يا دو دانگ، بلكه كمتر از آن است مىرسد و نه تنها ارزشش ناچيز مىگردد، بلكه از خشم و عقوبت خدا نيز در امان نيستى پس نفست را براى خدا مراقبت كن و منت او را برگردن خودت در نظر داشته باش و خودت را سرزنش كن شايد به رحمت خدا برسى، زيرا از پيامبر ٦ روايت شده كه فرمود: هر كس بر خود خشم گيرد نه بر مردم خداى تعالى او را از ناله و زارى روز قيامت ايمن مىكند. و روايت شده است كه عابدى هفتاد سال خداى تعالى را عبادت كرد به طورى كه روزها روزه مىگرفت و شبها را به عبادت به صبح مىآورد، روزى از خداى تعالى حاجتى خواست خداى حاجتش را بر نياورد عابد به نفس روى آورد به او خطاب كرد! علت به اجابت نرسيدن دعا تويى! اگر ارزشى نزد خدا داشتى، حاجت تو را روا مىكرد. خداى تعالى فرشتهاى را فرستاد فرشته به او گفت: اى فرزند آدم! اين لحظه كه خود را ملامت كردى ارزشمندتر از عبادتهاى ساليان گذشته است. و روايت شد اگر كسى با پشيمانى از گناه و سرزنش بر نفس بخوابد بهتر از آنست كه شب را به عبادت بگذراند و به هنگام صبح از عبادت شب خوشحال باشد. اى خردمند! اعمالت را از آفت عجب و ريا و غيبت و كبر محافظت كن! زيرا غيبت و كبر نيز در از بين بردن اعمال همانند ريا و عجب هستند. در اين مورد به خبر معاذ توجه كن.
معاذ بن جبل و پيامبر
شيخ ابو محمد جعفر بن احمد بن على قمى ساكن رى در كتابش در مورد زهد پيامبر ٦ نوشته: كه عبد الواحد از محدّثى از معاذ بن جبل نقل كرد، محدث گفت: به معاذ بن جبل گفتم:
براى من از حديثى كه خودت از پيامبر ٦ شنيدى و آن را حفظ كردى به دقت همان طور كه شنيدى بيان كن معاذ گفت: بله، آنگاه گريه كرد و گفت: پدر و مادرم فدايت اى رسول خدا ٦!