آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٥٤ - يادداشتهاى باب چهارم
ش ٦١ ص ١٨٥ س ٢٤ از مرآة العقول:
اخلاص تنها اين نيست كه به هنگام نماز و روزه و تعليم با تصور مبانى و توجه قلبى بگويى:
نماز مىخوانم و روزه مىگيرم يا درس مىگويم به خاطر نزديكى به خدا (قربة الى الله)، ابدا چنين نيست، اين تنها چرخش زبان و حديث نفس است ولى نيت معتبر آنست كه نفس و ميل و توجه خود را به سوى غرض و مطلب دنيايى و آخرتى بكشانى و اگر اين انگيزش و ميل نباشد با توجه و احضار معانى و گفتن آنها نيت و اخلاص در عمل حاصل نمىشود، و اين داستان مثل داستان سيرى است كه با گفتن اينكه: اشتها به طعام دارم و مايل به آن هستم انتظار ميل و اشتهاى واقعى داشته باشد بنا بر اين اين راه، تحويل قلب به سوى چيزى و يا ميل و توجه به سوى آن نيست. مگر آنكه قلب را به سوى آن از راه اسباب سازنده نيت به طرف مطلوب يعنى ميل و اشتهاى واقعى ببريم. و آن اينكه از كارهاى منافى و مضاد با آن دورى شود (و تعلق به دنيا از دل زدوده گردد و حق سبحان در دل جاى گيرد آنگاه اطاعت از فرامين دوست شيرين مىشود).
بنا بر اين اگر بر دل مدرّسى حب شهرت غلبه كند نمىتواند با نيت قربت الى الله تدريس و نشر علم كند.
بلكه تدريس وى جز براى آن مقاصد سست و ناچيز نيست گرچه به زبان بگويد كه من براى نزديكى به خدا تدريس مىكنم. حاصل آنكه نيّت و اخلاص كامل براى جناب عالى حاصل نمىشود مگر آنكه قلبت را از امور دنيوى برگردانى و نيت را از صفات نكوهيده پست پاك كنى و نظرت را از لذتهاى دنيايى به كلى بردارى.
شماره ٦٢ ص ١٨٨ سطر ٢٣:
«الّا من أتى الله بقلب سليم» مرآة العقول: يعنى قلب سالم از شرك و شك. بعضى گفتند از فساد و معاصى و علت اينكه تنها سلامت قلب را (در نجات از مهالك) ذكر كرد، آنست كه وقتى قلب سالم شود ديگر اعضا از فساد پاك مىشوند زيرا همه فسادى كه به اعضا دامنگير انسان مىشود جز از راه قصد قلبى نيست، بنا بر اين بهترين اعضا و بدترين اعضا قلب است و «الناس على دين ملوكهم» همين است پادشاه بدن قلب است اگر پادشاه عادل شود جوارح و اعضا عدالت پيشه كند و اگر وى فاسد شود همه اعضا فاسد شوند. لذا اشتباه و خطا بخشوده مىشود، زيرا با سلامت قلب زنگارى از ناحيه