آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٥٢ - يادداشتهاى باب چهارم
دوم: جوشش ميل به سوى وى و حركت شهوى كه در طبيعت انسان است و اين از خاطر اول متولد مىشود به اين ميل طبيعت مىگويم و به بروز خاطر حديث نفس مىگويم.
سوم: حكم قلب است به اينكه اين كار مورد تصور را بايد انجام داد زيرا با تمايل طبيعى و همت و نيت شروع به كار نمىكند به اين مرحله اعتقاد مىگويد و اين مرتبه به دنبال خاطر و ميل مىآيد.
مرتبه چهارم: تصميم قطعى بر توجه و نيت جزمى است و اين را همت به فعل و نيت و قصد مىگوييم بنا بر اين احوال قلبى قبل از عمل اعضا، اين است: حديث نفس و ميل و اعتقاد، و همت در مورد خاطر كه همان حديث نفس است بايد گفت كه مواخذه آن معنا ندارد، زيرا تحت اختيار مكلف نيست در مورد ميل و هيجان بايد گفت كه در وى نيز مثل خاطر و حديث نفس مؤاخذه معنا ندارد، زيرا بر فعل اختيارى مكلف مواخذه مىشود و اين فعل اختيارى مكلف نيست و اين دو مرحله مراد حديث است كه مىفرمايد: حديث نفس امت من معفو است.
ولى مرتبه سوم كه اعتقاد و حكم قلبى است بين اضطرار و اختيار مردد است، اختيارى آن مؤاخذه مىشود و غير اختيارى آن مواخذه نمىشود. و چهارمين مرحله كه همت به فعل است ولى انجام نداده است بايد جستجو شود اگر ترك عمل به خاطر ترس از خدا بوده است حسنهاى براى وى نوشته مىشود زيرا اراده وى به گناه بود ولى اكنون با نفس خود مبارزه كرده و بر آن پيروز شد، پس حسنهاى داده مىشود. ولى اگر انجام ندادن فعل به خاطر مانع بود يا عذرى داشته نه اينكه از خدا بترسد بر وى گناهى نوشته مىشود زيرا اراده وى فعلى اختيارى براى قلب بوده است.
شماره ٦٠ ص ١٨٥ س ١٩:
وسوسه شيطان و وسوسههاى نفسانى با قلب انسان چه مىكنند؟
قلوب بر سه قسمند:
قسم اول: قلبى كه همانند اقيانوس بىپايان هر لحظه اسماى الهى در آن جولان دارند و از افق قلب طلوع كرده و پيوسته مىدرخشند تا نوبت به اسم ديگر برسد، در اين قلوب امر به دست