آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٩٧ - ثروت به قيمت زندگى
فرمود: فقر بهتر از ستم همسايه و ظلم سلطان و تملّق برادران است.
و طالب المال في الدّنيا يحرسه، و لم يخف عند جمع المال عقباها كدودة القزّ ظنّته سترتها تعينها و الّذى ظنّت أرادها دنيا طلب در دنيا از مال پاسبانى مىكند وى از عاقبت جمع آورى مال نمىهراسد.
همانند كرم ابريشم كه گمان مىكند پوشش وى او را كمك مىكند ولى آنكه او را يار تصور كرده هلاكش مىكند.
[ثروت به قيمت زندگى]
پنجم: ثروت را به قيمت عمر بدست آورده است و حال آنكه ارزش عمر در دنيا و آخرت بيش از مال است، زيرا اگر به عاقلى بگويند: عمر خود را به پادشاهى دنيا مىفروشى؟ قبول نمىكند، بلكه به هنگام ديدن و تجلّى ملك الموت براى قبض روحش اگر يك روز از عمرش را با جميع مالش معامله كنند و فدا خواهند، كه در آن روز كارهاى انجام نشده آخرتى را انجام دهد فدا مىدهد. علامه جار اللَّه زمخشرى در كتاب ربيع الابرار روايت كرد كه: «وقتى مرگ عمر بن خطاب رسيد به پسران و نزديكانش گفت: اگر من مالك طلا و نقره به اندازه كره زمين بودم آن را فديه مىدادم تا از هول و هراس سكرات مرگ كه اكنون مىبينم رهايى يابم. حال شما بتدريج عمر خود را با اشياى پست و كم كه اهميت و قيمتى ندارد عوض مىكنيد آيا نمىبينى و فكر نمىكنى كه نهايت زندگى انسان غالبا صد سال است اگر مخيّر شود و با او گفتگو كنند كه اين صد سال را با تمام كره زمين پر از طلا معامله كنند آن صد سال را نمىفروشد. پس بيانديش كه ارزش هر سال تو چه مقدار است. و نگاه كن براى هر ماهت چه مقدار مىافتد و آنگاه ارزش و مقدار هر روز را بسنج، مىبينى كه ارزش آن هزاران هزار است كه نمىتوانى آن را بشمارى سپس اين روز پر ارزش را به درهمى و دينارى و نصف دينارى مىفروشى كدام خسارت از اين بيشتر است.
اشكال: انسان نيازمند غذا است تا بدنش را نگهدارد و آن بدون كسب ممكن نيست نهايت چيزى كه انسان از كسب حلال يك روز بدست مىآورد در هم و دينارى است پس خسارت