آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٨٧ - امام صادق و شير
اركان توكل
پس اركان توكل پنج است كه چهار ركن آن علمى است و يكى از آنها عملى مىباشد و آن چهار بدون پنجمى قوامى ندارد، بلكه عمل به عنوان پايه توكل محسوب مىشود و ثمره توكل در عمل ظاهر مىشود و ميوه آن در عمل چيده مىشود و از اينجا مىفهميم كه علم بدون عمل ريشهاى ندارد و رشد نمىيابد و از آن بهرهاى گرفته نمىشود. زيرا اگر كسى از درد دندان شكايت كند و مىداند كه ترشى برايش ضرر دارد سپس ترشى را بخورد ترشى دندانش را درد مىآورد و علم به بد بودن ترشى براى او نفعى ندارد چون عمل به اين علم را ترك كرده است. و به نتيجه اين اركان پنجگانه در گفتار حضرت بنگر! وقتى بنده اين گونه باشد جز براى خدا كار نمىكند و قلبش منحرف نمىشود، و اين سه امر است: اول اخلاص، زيرا وقتى دانست كه مخلوق ضرر و نفعى ندارد براى مخلوق عمل نمىكند و خواهان مقامى در قلب او نيست. پس انگيزه رياكار از بيخ كنده شد و قلبش منحرف نشد. و به اخلاص استقامت يافت. و اعمال عبادى وى به قصد قربت در جاى شايسته خويش قرار گرفت.
دوم: عزت نفس با كمال بىنيازى از مردم، در اينكه طمع خود را از مردم مىبرد، زيرا هر كس فهميد كه مردم روزى ده نيستند به ايشان اميد نمىبندد و با اميدش به پروردگارش اعتماد مىكند، زيرا خداى روزى ده است و نه غير او.
سوم: به امنيت مىرسد و از جميع مخلوقات و همه جانوران موذى نمىهراسد، و به همين خاطر مخلصين و عابدان و رهروان (سياح) از جلوى حيوانات مىگذرند ولى نمىترسند. زيرا هر كس كه يقين دارد كه مخلوق ضرر نمىرساند از او نمىهراسد و اعتقادش در مورد درندگان همانند اعتقادش در مورد پشه است.
[امام صادق و شير]
ابو حازم عبد الغفار بن حسن حديث كرد كه در زمان منصور من با ابراهيم بن ادهم بودم كه به كوفه آمد و ابو عبد الله جعفر بن محمد بن على علوى نيز به كوفه آمد جعفر بن محمد (ع) بيرون آمد و مىخواست به مدينه برگردد. علما و اهل فضل كوفه آن حضرت را مشايعت كردند و از جمله ايشان ثورى و ابراهيم بن ادهم بودند. مشايعتكنندگان پيش افتادند ناگاه شيرى را در راه ديدند.
ابراهيم ادهم به ايشان گفت بايستيد تا جعفر بن محمد بيايد پس بنگريم كه چه مىكند. امام