آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٩١ - ٦٥ - القاضى
معناى ملك است چنان كه گويند فلان في قبض فلان اى في ملكه فلان چيز در قبض فلانى است يعنى ملك فلانى است. اين چيز در قبض من است يعنى در ملك من است و از همين باب سخن حق سبحان است كه فرمود: وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ[١] زمين در قيامت در قبض و ملك خداى تعالى است و نظير سخن حق كه فرمود: وَ لَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ[٢] ملك مال حق تعالى است روزى كه در صور دميده شود. وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ[٣] امر در آن روز مال خداست.
٦٤- الباسط:
يعنى خداى ارزاق را براى همه مىگستراند تا آنكه از رحمت و كرم و فضل حق تعالى نيازى باقى نماند.
٦٥- القاضى:
يعنى خداى تعالى در اوامر و نواهى و مواردى كه امر به ترك كرده و يا مواردى كه مورد رضايت اوست بر بندگان حكم مىكند كه ايشان اطاعتش نمودند. و قاضى از قضا مشتق شده و قضاء الهى سه گونه است:
اول: حكم و الزام مثل سخن خداى: وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ[٤] خداى حكم كرد كه هيچ كس جز او را نپرستيد. و گويند: «قضى القاضى بكذا قاضى» به فلان چيز حكم كرد و او را ملزم نمود.
دوم: به معناى خبر دادن و اعلام كردن است مثل سخن حق سبحان «و قضينا الى بنى اسرائيل في الكتاب»[٥] ما (به زبان پيامبر بنى اسرائيل) به ايشان اعلام كرديم.
سوم: به معناى تمام كردن: مثل سخن حق: فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ[٦] (خلقت) هفت آسمان را در دو روز تمام كرد و گفتند: قضى فلان حقه: فلانى حاجتش را برآورد يعنى بنا به درخواست تمام نمود.
[١] - ٣٩/ زمر، ٦٧.
[٢] - ٦/ انعام، ٧٣.
[٣] - ٨٢/ انفطار، ١٩.
[٤] - ١٧/ اسراء، ٢٣.
[٥] - ١٧/ اسراء، ٤.
[٦] - ٤١/ فصلت، ١٢.