آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ١٧٨ - خطر اول آنكه انسان قبل از عمل به آن مبتلا مىشود
خلوت از مردم را طلب كن زيرا خلوت كمك بزرگى بر پنهان كارى دعا است و اگر با مردم هستى ولى خودت را مخلص مىيابى كه هيچ شائبه ريا در او نيست، اين درجه از بزرگترين درجات مخلصين است كه غيبت و حضور مردم در نزد شخص يكى باشد و اين مطلب تنها در صورتى به واقعيت مىپيوندد كه انسان به حقيقت معرفت خدا و معرفت به خلق خدا برسد و شرافت نفس و علو همت داشته باشد در اين صورت بود و نبود مردم براى او مساوى است و شايد به همين مطلب پيامبر گرامى ٦ اشاره فرمود: اى ابا ذر! مرد به حقيقت معرفت نرسد تا آنكه مردم را به صورت شتران بيند و به وجود و حضورشان اعتنايى نكند، وجود مردم او را دگرگون نكند چنان كه حضور شتر نفسش را دگرگون نمىكند. اين طور گفتند: ولى بقيه حديث يك معناى ديگرى را مىرساند و آن اينكه مراد از اين حديث تواضع و فروگذاشتن نفس است، زيرا پايان حديث اين است: سپس به خود برگردد و خود را حقيرتر از همه پنداشته باشد.
و همانند اين حديث حديثى است كه بعضى از اصحاب براى من حديث كرد كه خداى تعالى به موسى (ع) وحى فرمود: كه وقتى براى مناجات آمدى كسى را كه تو بهتر از او هستى به همراه بياور. حضرت موسى به هر كس كه مىرسيد، جرأت نمىكرد كه بگويد من بهتر از او هستم مردم را رها كرد و در اصناف حيوانات جستجو كرد تا آنكه به سگ گر گرفتهاى رسيد. حضرت با خود گفت اين سگ را با خود مىبرم. آنگاه ريسمانى در گردن سگ كرد و با خود برد وقتى در بين راه رسيد طناب را از سگ باز كرد و رهايش نمود وقتى به مناجات پروردگار رسيد. پروردگار فرمود:
اى موسى! چرا آنچه كه من امر كردم نياوردى؟ عرضه داشت: پروردگارا! من آن را نيافتم. خداى تعالى فرمود قسم به عزت و جلالم! اگر كسى را با خود مىآوردى، اسم تو را از ديوان پيامبرى محو مىكردم.
توضيح و تقسيم خطرات ريا سه قسم است:
خطر اول: آنكه: انسان قبل از عمل به آن مبتلا مىشود
و وادار مىگردد كه به خاطر مردم عمل را انجام دهد و انگيزه او دين نيست. اين قسم را بايد ترك كرد، زيرا اين نافرمانى و معصيت صريح است و اصلا طاعت نيست و اين قسم همان مطلب مورد اشاره اين جمله آن حضرت است كه فرمود: ريا شرك خفى است. اگر انسان قدرت دارد كه انگيزه ريا را در خودش از بين ببرد و نفس را وادار كند كه براى خدا كار كند تا اينكه نفس عقوبت شود و ريا نكند و عمل كفاره گناه