آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٧٨ - ٧ - السميع
الباعث، التوّاب، الجليل، الجواد، الخبير، الخالق، خير الناصرين، الديان، الشكور، العظيم، اللطيف، الشّافى.
شرح اين اسما» (٨٥)
(١) اللَّه:
مشهورترين اسم خداى تعالى است و جايگاهى والا در ذكر و دعا دارد و ساير اسما به آن علامت شناخته مىشوند.
٢ و ٣: الواحد، الاحد:
دو اسم هستند كه بر نفى بعضيت و اجزا دلالت دارند. و تفاوتهايى بين آن دو وجود دارد اول: واحد يعنى ذاتا يكى و متفرد است و احد يعنى به جهت معنا يكى و متفرد است دوم: واحد مصاديقش بيشتر است، زيرا بر عاقل و غير عاقل اطلاق مىشود، ولى احد تنها بر عاقل اطلاق مىگردد سوم: واحد در ضرب و عدد داخل است، ولى در احد اين دو محال است.
٤- الصمد:
آقايى كه در امور مقصود همه است و در نيازمنديها و حوادث به او مراجعه مىشود و اصل «الصمد» قصد است، مىگويى «صمدت صمدا هذا الامر» يعنى «قصدت قصده» يعنى قصد اين امر كردم. و گفته شد: «صمد» آن است كه جسم و مجوّف و تو خالى نيست.
٥- الاول:
سابق بر همه اشياى موجودى كه هميشه قبل از وجود خلق، موجود بود و هيچ چيز قبل از وى نبوده است.
٦- الآخر
آنكه بعد از فناى همه خلق باقى است و معنى آخر اين نيست كه: وى چيزى است كه پايان دارد چنان كه معنى اول آن نيست كه وى چيزى است كه ابتدا دارد پس «هو الاول و الآخر»
٧- السميع:
به معناى شنونده است كه پنهان و نجوى و در گوشى را مىشنود در نزد او بلندى صدا و كوتاهى آن برابر است و گفتگو و سكوت مساوى است گاهى شنيدن به معناى قبول و