آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ١٢٢ - گرفتارى محمد بن عجلان
فهميدم به نظر تو چه كسى نياز تو را برطرف مىكند گفتم حسن بن زيد گفت: بنا بر اين نياز تو برآورده نمىشود و رفتن به در خانهاش كمكى به حال تو نمىكند ولى برو به طرف خانه كسى كه قدرت برآورده كردن نيازت را دارد و بخشندهترين مردم است و آنچه را كه از حسن بن زيد انتظار دارى از او بخواه زيرا من از پسر عمويم جعفر بن محمد شنيدم كه از پدرش و او از جدش و او از پدرش حسين بن على و او از پدرش على بن ابى طالب ٧ و آن حضرت از پيامبر ٦ روايت كرد و فرمود: از جمله وحىهايى كه خداى تعالى به يكى از پيامبرانش فرمود اين بود كه قسم به عزت و جلالم! آرزوى هر آرزوكننده به غير خودم را قطع مىكنم به اينكه او را مايوس كنم و او را پيش مردم لباس خوارى بپوشانم و از گشايش و فضل خود دورش نمايم. آيا بندهام غير مرا در سختيها اميد دارد در صورتى كه سختيها در دست من است و آيا اميد به غير من دارد در حالى كه من بىنياز و جوادم و كليدهاى درهاى بسته شده در دست من است و درم براى دعاكنندهها باز است. آيا نفهميديد كه براى هر كسى حادثهاى اتفاق افتد جز من كسى نمىتواند او را برطرف سازد پس چگونه او را مىبينم كه اميد به ديگران بسته و از من رويگردان شده در صورتى كه آنچه را كه از من نخواست خود بخود و با جود و كرم خود به او بخشيدم و اكنون از من رويگردان شده است و در سختىاش از غير من درخواست مىكند در صورتى كه من خدايى هستم كه قبل از درخواست مىبخشم آيا از من بخواهند و من نبخشم؟ چنين تصورى محال است آيا جود و كرم از من نيست؟ آيا دنيا و آخرت در دست من نيست؟ اگر اهل هفت آسمان و زمين همه از من بخواهند و همه درخواستهايشان را به ايشان بدهم، از ملك من به اندازه پر پشهاى كم مىشود؟ چگونه دارايى كه من قيّم آن هستم كم شود. پس واى به حال كسى كه مرا عصيان كند و نترسد. پس به او گفتم: اى فرزند رسول خدا ٦! حديث را براى من تكرار نما بخوان! سه بار خواند. پس گفتم به خدا قسم بعد از اين هرگز از كسى جز او نخواهم! اندكى نگذشت كه خداى تعالى روزى مرا رسانيد.
از پيامبر ٦ آمده است كه فرمود: خداى عز و جل فرمود: هيچ مخلوقى نيست كه به مخلوقى غير از من تمسك جويد جز آنكه اسباب آسمانها و زمين را از او قطع كنم و اگر از من بخواهد به او نمىدهم و اگر مرا بخواند اجابتش نمىكنم و هيچ مخلوقى نيست كه به من تمسك كند نه به ديگران جز آنكه آسمانها و زمين را ضامن روزيش كنم و اگر مرا بخواند اجابتش كنم و اگر از من بخواهد به او ببخشم و اگر از من طلب استغفار كند از گناهانش درگذرم.