آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٦٣ - مردى كه مستمرىاش قطع گرديده بود
مىگويى: اللهم انّى أسألك بكتابك المنزل و ما فيه و فيه اسمك الاعظم الاكبر و اسماءك الحسنى و ما يخاف و يرجى ان تجعلنى من عتقائك من النار»:
خدايا من از تو مىخواهم به اين كتاب و آنچه كه در آن است و در آن اسم اعظم اكبر تو و اسماى حسنى و علل خوف و رجاست اينكه مرا از آزادشدههاى جهم قرار بدهى سپس حاجتهايى كه مىخواهد ذكر مىكند.
و نظير آن اينكه در ثلث آخر شب جمعه ١٥ بار سوره قدر را بخواند سپس به آنچه مىخواهد دعا كند.
قسم پنجم دعاهايى كه متشكل از دعا و مكان است
مثل روايتى كه از امام صادق ٧ نقل شده كه فرمود: هر كس حاجتى از خدا مىخواهد در مقام رأس الحسين بايستد و بگويد: يا ابا عبد اللَّه اشهد أنّك تشهد مقامى و تسمع كلامى و انّك حىّ عند ربّك ترزق فاسأل اللَّه ربّك و ربّى في قضاء حوائجى. اى ابا عبد اللَّه شهادت مىدهم كه مرا مىبينى و كلام مرا مىشنوى و تو در پيشگاه خدايت روزى مىخورى از پروردگارت و پروردگار من در برآوردن حاجتم درخواست كن پس آن حاجت برآورده مىشود إن شاء اللَّه.
[مردى كه مستمرىاش قطع گرديده بود]
و روايت شده كه مردى هر سال مستمرى از خليفه دريافت مىكرد. اما خليفه بر او خشم گرفت و چند سال مستمرىاش را قطع كرد آن مرد به خدمت مولى ابى الحسن على بن محمد هادى ٧ رسيد و قطع مستمرى را به عرض امام رسانيد و از او خواهش كرد كه به هنگام ملاقات با خليفه واسطه برقرارى مجدد مستمرى گردد. آن مرد بازگشت به هنگام شب خليفه كسى را فرستاد و او را خواست آن مرد آماده رفتن به منزل خليفه گرديد هنوز نرسيده بود كه چند فرستاده ديگر نيز در بين راه او را ملاقات كردند.
هر كدام مىگفتند خليفه تو را مىخواهد وقتى به دربان رسيد از دربان پرسيد آيا (امام) على بن محمد ٧ اينجا آمد؟ دربان گفت: خير وقتى بر خليفه وارد شد خليفه او را پيش خودش خواند و او را احترام كرد و دستور داد جوايز و مستمرى عقب افتاده اين مدت او را به او