آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ١٨١ - حيلههاى نفس را بشناسيم
در گناه افكند.
دوم: وقتى با مراد شيطان موافقت كردى ترك عمل و موافقت شيطان موجب مىشود كه شيطان بر تو جرأت پيدا كند و بر تو مسلط شود زيرا ذكر و قيام به خدمت خداى تعالى تو را نزديك به خداى تعالى مىكند و هر چه به خدا نزديكتر شوى از شيطان دور مىشوى، ولى در ترك عمل با نفس اماره موافقت مىكنى زيرا نفس اماره به كسالت و بيكارى ميل دارد و اين دو سر چشمه همه آفتها هستند و شخص بينا آن ضررها را مىداند.
سوم: نشانه آن كه اين حيلهگرى از نفس است و علت آن ميل نفسانى به بيكارى و بطالت است اينكه: فوات ثواب بيكارى را با عدم وقوع مسلمانان در سوء ظن مىسنجى و مصالح ايشان را بر خودت برمىگزينى، به اينكه مردم به گناه گمان بد نيفتند و تو نيز ثواب نبرى. در نفس خودت تفكر نما و با چشم انصاف نگاه كن! اگر همين قضيه در مورد منافع دنيايى اتفاق مىافتاد و بين شما و ايشان دعوايى در خانه و يا مال در مىگرفت و يا تو روش زندگى را پيدا مىكردى كه بهره در مال در پى دارد آيا ديگران را برمىگزيدى؟ و خود از آن صرف نظر مىكردى؟
و آن روش را در اختيار آنها مىگذاشتى؟ بخدا قسم چنين نيست، بلكه با ايشان همچون دشمن سخت در جنگ و نزاع در مىافتادى و اگر فرصت گزينش بود بهترين نوع زندگى را براى خود بر مىگزيدى و دوست را طرد مىكردى و نزديك را دور مىساختى. و زياد ديديم كه شخصى از دوست خود دورى گزيد و به او ستم روا داشت و پسر و دوستان را از خود دور كرد! و چه دوستانى كه زمانى طولانى دوست بودند و زمانى طولانى ملاطفت و برادرى داشتند تا آنكه دنيا به خاطر معامله و يا شراكت بين ايشان جدايى انداخت! سبب اين جدايىها گزينش منافع خويش است. بنا بر اين ترك عمل به خاطر دلسوزى و رحمت به ايشان نيست، بلكه نيرنگى از نيرنگهاى شيطان و تمايل نفس به ولنگارى و راحتى است. وقتى به ترك حطام دنيا براى مردم راضى نيستى چگونه ترك عمل آخرت مىكنى و حال آنكه ارزش آن بيشتر است و تو در فقر قيامت به آن نياز بيشترى دارى و از بهرههاى دنيايى براى تو بهتر است. آيا اين ترك جز به خاطر سنگينى عمل نيست و جز به خاطر ميل به ولنگارى چيز ديگرى است؟ و به خاطر حيلههاى پوچ و نيرنگهاى بيهوده شيطان كه به آن رنگ و روغن زده در كار و فعاليت براى خدا درنگ مىكنى و تعلل مىورزى. و اگر به عمل مشغول شوى به خود منفعت رساندى و دشمنت را معصيت كردى و به بندگان خدا نفع رساندى چون ممكن است مردم نيز در عمل با تو موافقت كنند و اگر عمل تو علت موافقت ايشان باشد، اجر عمل ايشان به خاطر موافقت ايشان نيز به تو