آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ١٣٣ - عابد ريا كار و حضرت داود
است. عطاء بن يسار روايت كرده است كه امير المؤمنين ٧ فرمود: بنده را در روز قيامت پيش خداى تعالى نگه مىدارند مىفرمايد: بين نعمت من با عمل او مقايسه كنيد. نعمتها عمل او را در بر مىگيرد خداى تعالى مىفرمايد: نعمت خود را بر تو بخشيدم بعد مىفرمايد: بين اعمال خير و شر بسنجيد اگر هر دو مساوى شوند خداى تعالى شر را با خير از بين مىبرد و او را به بهشت مىبرند و اگر اضافه از خير باشد خداى تعالى به فضل خود او را عطا مىكند و اگر شر زيادت آمد و او هم از اهل تقوى باشد خداى را شرك نورزيده و از شرك دورى جسته باشد پس اين بنده از اهل مغفرت است و خداى تعالى او را به رحمت خود مىبخشد و اگر خواست او را عفو و داخل بهشت مىكند و روايت شد كه خداى سبحان روز قيامت خلايق را جمع مىكند در حالى كه بعضى از مردم بر بعضى ديگر حقوقى دارند و خداى تعالى نيز بر ايشان حقوقى دارد، و مىفرمايد بندگانم! حقوق خود را بخشيدم شما هم حقوقى كه از همديگر داريد بر هم ببخشاييد و به رحمت من داخل بهشت شويد (٣٤) و از پيامبر ٦ آمده است كه فرمود: روز قيامت از تحت عرش منادى ندا مىدهد: اى امت محمد ٦! هر حقى كه من دارم بر شما بخشيدم و تنها حقوق شما بر همديگر باقى مانده است پس همديگر را ببخشاييد و به رحمت من داخل بهشت شويد.
[عابد ريا كار و حضرت داود]
محمد ابن خالد برقى از بعضى از اصحاب ما از امام صادق (ع) روايت كرد. در بنى اسرائيل عابدى بود خداى تعالى به داود وحى كرد كه آن عابد رياكار است سپس آن عابد از دنيا رفت و حضرت داود به جنازهاش حاضر نشد چهل نفر از بنى اسرائيل بر جنازهاش حاضر شدند پس عرضه داشتند «اللّهم انّا لا نعلم منه الّا خيرا و انت اعلم به منّا فاغفر له»: خدايا ما جز خوبى از او نميدانيم و تو بهتر مىدانى پس او را بيامرز فرمود: وقتى او را شستند چهل نفر ديگر غير از آن چهل نفر آمدند و گفتند: «اللّهم انّا لا نعلم منه الّا خيرا و انت اعلم به منّا فاغفر له» وقتى در قبرش گذاشتند چهل نفر ديگر غير از ايشان آمدند و گفتند «اللّهم انّا لا نعلم منه الّا خيرا و انت اعلم به منّا فاغفر له» خداى تعالى به داود (ع) وحى كرد كه علت اينكه براى نمازش حاضر نشدى چيست؟ حضرت داود عرضه داشت: به آن خبرى كه تو دادى كه او رياكار است، پيامبر فرمود: خداى تعالى به او وحى كرد كه عدهاى به نفع او شهادت دادند و من شهادت ايشان را قبول كردم و گناهانى كه من مىدانستم و آنها نمىدانستند آمرزيدم.