آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٥٦ - يادداشتهاى باب پنجم
٦٤ ص ١٩٣ سطر ١٤:
مسرّت به حسنه مستلزم عجب نمىشود، زيرا چه بسا خودش را مقصّر در طاعت به شمار مىآورد ولى مسرّتش به اين است كه به كلى تركش نكرده و اين از بهترين مراتب ايمان است.
علاوه آنكه مسرّت حقيقى از حسنه مستلزم كوشش براى آوردن همه حسنات است، و كراهت واقعى از گناه باعث نفرت از گناهان مىشود و موجب همت گماردن بر ترك آن مىباشد و اين هر دو از كمال ايمان محسوب مىشود.
مرآة العقول
يادداشتهاى باب پنجم
شماره ١- ٦٥ ص ٢٠٣ سطر ٦:
غزالى گويد: اشكال چرا ارزش ذكر خدا با آنكه به راحتى بر زبان جارى مىشود و رنجى اندك دارد بهتر و نافعتر از همه عبادات مىباشد با آنكه مشقت آن عبادات بيشتر است.
جواب: تحقيق اين حقيقت بدون علم مكاشفه ممكن نيست آن مقدارى كه مىتوان آن را به زبان آورد آنست كه در علم سلوك آن ذكر مفيد و مثمر ثمر است كه مداوما با حضور قلب گفته شود، ولى ذكر خدا در صورتى كه حضور نباشد و دل از آن بىخبر باشد نفعى ندارد. و اخبار نيز بر همين مطلب دلالت دارند. از طرفى اگر كسى در زمان ذكر حضور قلب داشته باشد، ولى وقتى به كارهاى دنيايى پرداخت از خدا غافل شود آن نيز ثمره چندانى ندارد بلكه حضور مداوم يا در اكثر اوقات بر همه عبادات مقدم است بلكه بالاتر از اين آنكه همه عبادات شرف از ذكر دارند و نهايت ميوه عبادات عملى همان ذكر و ياد خداست. ذكر ابتدايى دارد و انتهايى. در ابتدا ذكر باعث انس و دوستى مىگردد و در آخر انس و دوستى خدا باعث ذكر مىشود و مطلوب همان انس است.
شعر:
|
در اول ذكر آرد انس با يار |
در آخر ذكر از انس است و ديدار |
|
|
چنان كه مرغ تا بيند چمن را |
نيارد بستنش آنگه دهان را |
|
|
شود مرغ حق آن فرزانه سالك |
كه با ذكر حق است اندر مسالك |
|