آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٨٥ - ٤٠ - الجبار
آفات دنيا مصون مىماند پس بهشت دار السلام است.
٣٧- المؤمن:
ريشه ايمان در لغت به معناى تصديق است پس مؤمن تصديقكننده است يعنى وعدهها را راست مىگرداند، يعنى به واقعيت مىرساند و گمان بندگان مؤمن خود را در مورد خودش به واقعيت مىكشاند، و آرزوهاى ايشان را برآورده مىسازد. گاهى مؤمن به معناى اين است كه خداى تعالى ايشان را از ظلم و جور نجات مىدهد از امام صادق ٧ روايت شده كه فرمود: خداى تعالى مؤمن ناميده شده است، زيرا هر كس اطاعت خدا كند از عذاب او در امان است و علت اينكه به عبد مؤمن گفته مىشود اين است كه مؤمن خود را در امان حق تعالى مىبيند و خداى تعالى هم امانش را مورد پذيرش قرار مىدهد.
٣٨- المهيمن:
به معناى شهيد است و گفتار حق سبحان شاهد است كه: مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ[١] تصديق كتابهاى الهى كه قبل از وى آمدهاند مىنمايد و بر آن كتابها شاهد است يعنى خداى تعالى مهيمن يعنى شاهد همه اقوال و افعال بندگان است و از وى مثقال ذرهاى در زمين و آسمان مخفى نيست و گفته شده كه مهيمن به معناى امين است و به معناى نگهدار اشيا و نيز گفتند: مهيمن اسمى از اسماى خداى تعالى در كتب پيشينيان است.
٣٩- العزيز:
منيعى كه مغلوب نمىشود و چيزى با خداى معادل نيست و مثال و نظير ندارد و در مثل گفته مىشود: «من عزّ بزّ» هر كس غلبه كند مىربايد. خداى تعالى در حكايت از كلام خصم به نزد داود مىفرمايد: «و عزّنى في الخطاب» يعنى در سؤال و جواب بر من غلبه پيدا كرد و گاه به معناى پادشاه مىآيد، چنان كه برادران يوسف گفتند: يا ايها العزيز.
٤٠- الجبار:
او كسى است كه بيچارگيهاى مردم و شكستگيهاى آنها را جبران مىكند و اسباب معاش و روزى آنها را كفايت مىكند گفتند: «الجبار» يعنى كسى بالاتر از خلق خود مىباشد و هر جبار و ستمگرى را از بين مىبرد و مىشكند و گفتند: جبّار يعنى ظاهرى كه دست كسى به او نمىرسد چنان كه به درخت خرمايى كه در دسترس نباشد، جباره گفته مىشود و جبر به اين معناست كه شخصى را بر كارى مجبورش كنيد و امام صادق ٧ فرمود:
[١] - ٥/ مائده، ٤٨.