آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٤١ - نصيحت
و از امير المؤمنين ٧ روايت شده كه فرمود: خداى عز و جل از بالاى عرشش فرمود: اى بندگان من! اوامر مرا اطاعت كنيد و مصالح خودتان را به من نياموزيد، زيرا من به مصالح شما داناترم و مصالح شما را از شما دريغ نمىكنم. و از پيامبر ٦ آمده است: اى بندگان خدا! شما همانند بيمارانيد و خداى عالميان بسان طبيب است و صلاح بيماران را طبيب مىداند و آن را تدبير مىكند نه آنكه صلاح بيمار تابع اشتهاى بيمار و خواست او باشد پس امر خدا را به او واگذاريد در اين صورت رستگار مىشويد.[١] و از امام صادق ٧ روايت شده: من از مرد مسلمان تعجب مىكنم؟ خداى حكمى در مورد او ندارد جز آنكه صلاح وى در آنست اگر حكم خدا تكه تكه شدن او با مقراض باشد صلاح او در آن است و اگر حكم خدا حكومت بر زمين از مشرق تا مغرب باشد باز صلاح او در آن است.
و از امام صادق (ع) نقل شده است كه خداى تعالى فرمود: اگر بنده من آمدن روزى از طرف مرا كند مىشمارد، بترسد از اينكه من بر او غضب كنم و درى از دنيا را بر او بگشايم. و از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به داود ٧ وحى فرمود اين است كه: هر كس به من پناه آورد من او را كفايت مىكنم، و هر كس از من درخواست كند به او مىبخشم و هر كس مرا بخواند اجابتش مىكنم و (تحقق و) اجابت دعاى او را تأخير مىاندازم، ولى تحقق اجابت را با آنكه اجابت شده به صورت تعليق در مىآورم، زيرا مىخواهم قضاى من تمام گردد و وقتى قضاى من تمام شود اجابت را انفاذ مىكنم. بگو به مظلوم: من دعاى تو را به تأخير مىاندازم با آنكه دعاى تو و نفرين تو در حق ظالم را اجابت كردم، براى اينكه مىخواهم قضاى من عليه ظالم به جهاتى كه بر تو مخفى است تمام شود و من بهترين قاضيانم: يا اينكه تو به كسى ظلم كردى و او نفرينت كرده است پس اين نفرين تو در قبال آن نفرين قرار گرفت نه به نفع تو و نه به ضرر تو مورد اجابت قرار نگرفت. و يا آنكه اين ستم براى تو درجهاى از بهشت را به ارمغان مىآورد كه تو بدون ظلم او بر تو به آن درجه نمىرسيدى، زيرا من بندگانم را در اموال و جانهايشان امتحان مىكنم و
[١] مولوى گويد:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|