آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣١٢ - يادداشتهاى باب اول
فطرت وى از خدا مىخواهد و سؤال مىكند ولى بعد از آنكه حوادث شدت يافت اسباب پر مىكشند و شركا نابود مىشوند و تنها خداى تعالى باقى مىماند و براى وى روشن مىشود كه جز خداى كسى نيست و از وى مىخواهد و چون وحدانيت حقيقى پيدا شده بلا بر طرف مىشود و حاجت برآورده مىشود و رفاه و رضا روى مىآورد باز وقتى به گشايش و رفاه رسيد از يادش مىرود و شرك و تمسك به اسباب از سر گرفته مىشود و نيز اين آيه كه: ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ[١] كه آيه به دعا دعوت مىكند و وعده اجابت مىدهد و زياده بر آن دعا را عبادت قرار مىدهد يعنى به جاى عن دعايى «عن عبادتى» آورده است.
بلكه همه عبادات را دعا قرار داده است، زيرا آيه مشتمل بر وعيد به آتش بر ترك بر دعاست و وعيد به آتش در مورد ترك همه عبادات است نه بعضى از اقسام عبادات پس اصل عبادت دعاست. مترجم گويد اين جواب ديگرى از مرحوم مجلسى است.
و آنگاه مرحوم علامه در مقام نتيجهگيرى مىفرمايد:
آيه مشتمل بر عمده اركان دعا و آداب داعى است و عمده آن آداب، اخلاص در دعاست و آن هماهنگى قلب با زبان و بريده شدن از همه اسباب جز خداست و چسبيدن به حق سبحان است.
پاورقى شماره ٥ ص ٢٤ سطر ٢١:
از همين بيانات روشن شد كه يأس و دو دلى كاشف از نخواستن و عدم طلب حقيقى است و در صورت عدم طلب حقيقى حقيقت دعا منتفى است و دعاى زبانى فايدهاى ندارد لذا يقين به اجابت از اركان استجابت دعاست و داعى در آن حال مىفهمد كه دعا مستجاب است.
شماره ٦ ص ٢٥ سطر ٩:
مرحوم مجلسى در مرآة ج ١٢ ص ١٩ مىفرمايد:
اكثر مردم گمان مىكنند كه خداى تعالى وعده اجابت دعا داده است و خلف وعده بر او محال است و نيز آيات و اخبار در اين زمينه فراوان آمد و دروغ از خداى تعالى و حجج الهى : محال است:
جواب اول: منظور از اين مطلب آن است كه وعده مشروط بر مشيت است يعنى من اجابت
[١] - ٤٠/ مؤمن، ٦٠.