آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ١٧٢ - سومين ادب بعد از دعا دعا را با درود بر محمد و صلوات بر محمد و آلش به پايان برد،
اينكه الان صداى ايشان را مىشنويم كه مىفرمايد اى دنيا اى دنيا آيا متعرض من مىشوى يا به من علاقه دارى هرگز! از من دور شو، هرگز! زمانت نرسيده است، ديگران را بفريب، من نيازى به تو ندارم، سه طلاقهات كردم كه بازگشتى در آن نيست، مدتت كوتاه است و اهميتى اندك دارى، آرزوى تو كوتاه است، آه! آه! از كمى توشه و دورى سفر و وحشت راه و بزرگى آخرت، اشكهاى معاويه (لع) بر ريشش فرو ريخت و با آستينش آن را پاك كرد و قوم نيز از گريه گلوگير شدند. و سپس گفت: به خدا قسم ابو الحسن ٦ چنين بود چه مقدار او را دوست مىدارى؟ گفت: به مقدار علاقه مادر موسى به موسى (ع) و از تقصيرم در محبت، از خداى عذر خواهم. معاويه گفت اى ضرار صبر تو از فراغش چگونه است؟ ضرار گفت: صبر مادرى كه فرزندش بر سينه آن مادر كشته شده باشد كه گريهاش آرام نمىشود و آه و حرارتش به خمودى نمىگرايد آنگاه ضرار بلند شد در حالى كه هراسناك بود. معاويه رو به اطرافيان خود آورد و گفت: اگر روزى من از بين شما بروم در بين شما كسى نيست كه به همانند اين ثنا، بر من ثنا گويد. كسى از حاضرين گفت:
همنشين به مقدار همنشين است.
دومين ادب از آداب متاخر در دعا: اين است كه دعاكننده دستان خود را بر صورتش بكشد.
ابن قداح از امام صادق ٧ روايت كرد كه فرمود: بندهاى دستش را به طرف خداى عزيز جبار بلند نكرد جز آنكه خداى حيا نمود كه دستش را خالى برگرداند وقتى شما دعا كرديد دستش را نگيرد جز آنكه بر صورت و سر بكشد. و از امام باقر (ع) روايت شد: هيچ بنده دستش را به طرف خداى عز و جل دراز نكرده جز آنكه خدا حيا مىكند كه دستش را خالى بازگرداند بنا بر اين در آن از فضل و رحمت خود آنچه بخواهد قرار مىدهد، وقتى كسى دعا كرد دستش را باز نگيرد جز آنكه بر سر و صورتش بكشد و در خبر ديگر آمده كه دستش را بر صورت و سينهاش بكشد. و در دعاى ائمه : آمده است: هيچ دست خواهانى از عطايت خالى برنگشته و نااميد از بخشش تو نشده است.
سومين ادب بعد از دعا دعا را با درود بر محمد و صلوات بر محمد و آلش به پايان برد،
چون امام صادق ٧ فرمود: هر كس از خداى تعالى حاجتى دارد با صلوات بر محمد و آلش شروع كند سپس از خداى تعالى حاجتش را بخواهد و پس از آن با صلوات بر محمد و آلش ختم كند، زيرا خداى تعالى