آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٩٧ - ٩٤ - خير الناصرين
براى پاداش و بقا زنده مىگرداند.
٨٩- التواب:
آنكه قبول توبه مىكند وقتى بنده توبه كند از گناهان عفو مىنمايد و هر چه توبه تكرار شود، عفو هم تكرار مىگردد.
٩٠- الجليل:
و آن از جلال و عظمت است و معنايش جلال و بزرگى قدر و شأن و منزلت است و عظمتى است كه همه بزرگان در مقابل او كوچك هستند.
٩١- الجواد:
او نعمت ده، نيكى كن و بسيار نعمت بخش و احسانكننده است و فرق بين جواد و كريم اين است كه كريم با درخواست مىدهد و جواد بدون درخواست مىبخشد و گفتند:
عكس اين معناى مذكور است. جود به معناى بخشش و رجل جواد يعنى مرد بخشنده و بر خداى سبحان اطلاق نمىشود، زيرا ريشه سخاوت نرمش است مىگويند «ارض سخاويه و قرطاس سخاوى» زمين نرم و كاغذ نرم و سخى را سخى گويند چون به هنگام نيازها نرم است.
٩٢- الخبير:
كسى است كه به دقايق و رموز اشياء و مشكلات آن واقف است فلانى عالم خبيرى مىباشد يعنى به كنه شىء داناست و بر حقيقت آن مطلع است «و الخبر» يعنى علم مىگويى «لى به خبر» يعنى من به آن آگاهم.
٩٣- الخالق:
يعنى كسى كه مبدع خلق است و ايشان را اختراع كرده است بدون آنكه نمونهاى داشته باشد خداى تعالى مىفرمايد: هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ[١] آيا خالقى غير خدا موجود است؟ و گاهى گويند مراد از خلقت اداره است چنان كه خداى تعالى در حكايت از حضرت عيسى (ع) مىفرمايد: أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ[٢]. من گل را به اندازه پرنده درست مىكنم. و خداى تعالى در حقيقت خالق و وجود دهنده آن است.
٩٤- خير الناصرين:
زياد و مكرر يارى و نصرت از وى مىرسد، چنان كه مىگويند:
[١] - ٣٠/ فاطر، ٣.
[٢] - ٣٠/ آل عمران، ٤٩.