آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٨٢ - فضيلت نگهدارى دختران
[فضيلت نگهدارى دختران]
و امام صادق ٧ فرمود: حضرت ابراهيم از پروردگارش خواست كه دخترى به او دهد كه بعد از مرگش بر او گريه و ندبه كند. پيامبر فرمود: دختران فرزندان خوبى هستند مهربان و گشاده روى پناه دهنده و مؤنس و مبارك و شپشگيرنده هستند.[١] و ابو عبد الله ٧ فرمود: هر كس آرزوى مرگ دخترانش را بكند از اجرايشان (دختران) محروم ماند و با معصيت خداى را ملاقات كند و حضرت ٧ فرمود: هر كس بر فرزندش نفرين كند خداى تعالى او را فقير كند و فرمود دختران حسنه هستند و پسران نعمتند و خداى تعالى بر حسنه اجر مىدهد و از نعمت حساب مىكشد. پيامبر ٦ فرمود: هر كس خرجى سه دختر يا سه خواهرش را بدهد بهشت بر او واجب است پرسيدند اى رسول خدا! خرج دو نفر را نيز؟، فرمود بله و دو نفر گفتند: اى رسول خدا! و يك نفر؟، فرمود: و يك نفر. و حضرت ٦ فرمود: هر كس سه دختر و سه خواهر را سرپرستى كند و بر جاى دادن ايشان صبر كند تا آنكه شوهر كنند يا آنكه بميرند و در قبر جاى كنند من و او همانند اين دو انگشت (به انگشت شهادت و وسط اشاره كرد) در بهشت جاى داريم عرض كردم: اى رسول خدا! و دو تا؟، فرمود: و دو تا عرضه داشتم: و يكى، فرمود و يكى. مردى را دخترى متولد شد حضرت امام صادق ٧ او را در حال خشم ديد به او فرمود: اگر خداى تعالى به تو وحى مىكرد كه من براى تو اختيار كنم يا خودت براى خودت اختيار كنى تو در جواب حق سبحانه چه مىگفتى؟
جواب داد من مىگفتم: پروردگارا! تو براى من اختيار كن حضرت ٧ فرمود: خداى تعالى براى تو اختيار كرد سپس فرمود بجاى پسرى كه عالم همراه موسى او را كشت در اين گفتار حق سبحان: فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً ما خواستيم كه پروردگارشان فرزندى بهتر و صالحتر و رحيمتر به آن پدر و مادر دهد[٢] خداى تعالى دخترى به آن پدر و مادر داد كه از آن دختر هفتاد پيامبر بوجود آمد.
[١] علت اينكه فرمود شپشگيرندهاند، آنست كه چون انبيا و ائمه اطهار : براى تربيت به اندازه فهم مردم سخن مىگفتند لذا براى القاى محبت در مردمى كه دختران را زنده به گور مىكردند و قدر اين موهبت الهى را كه بقاى نوع به آن است نمىدانستند به آن اعرابى كه از مدنيّت بويى نبرده بود اندكى از محبتهاى دختران را كه مشهود وى بود بيان فرمود.
[٢] - ١٨/ كهف، ٨١.