آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٣٧ - يادداشتهاى باب چهارم
دعاست. صاحب وافى مىگويد: معناى درود خدا بر پيامبر ٦ بخشش انواع كرامت و نعمتهاى لطيف به وى مىباشد، ولى درود ما و ملايكه بر آن حضرت درخواست و تضرع است و آن كرامت مىباشد و بيان رغبت و ميل مسلمان به افاضه رحمت بر آن حضرت مىباشد معناى صلوات درود بر رسول خدا كه در دنيا بزرگداشت آن حضرت مىباشد به اينكه كلمه «لا اله الا اللَّه» بلند گردد، و شريعت آن حضرت رواج پيدا كند و مراد از درود بر پيامبر در آخرت آن است كه ثواب وى مضاعف گردد و درجه وى بلند شود. گفتند: نتيجه صلوات به خود مصلى بر مىگردد، زيرا خداى تعالى اعلاى كلمه و علو درجه و رفع منزلت آن حضرت كرده است به طورى كه صلوات و دعايى در آن تاثير نمىكند و آن را بالاتر نمىبرد.
عدهاى قايل شدند كه مقصود از صلوات زيادتى كمال آن حضرت و نزديكى به خداست، زيرا مراتب استحقاق نعمتهاى الهى بيكران است. مرحوم مجلسى مىفرمايد: اكثر علما مىگويند كه چون نفوس پاك ايشان به نهايت كمال رسيده و فعليت محضه شده است پيش از آن متصور نيست لذا نفع صلوات به خود ما مىرسد و ما مأمور به صلوات شديم تا آنكه دوستى و ولايت خودمان را نسبت به ايشان اظهار كنيم.
بلكه خود همين، ايجاد اخلاص و دوستى ماست و مقصود درخواست چيزى براى ايشان نيست، اثر اين اظهار دوستى، افاضه فيوضات و مواهب و عطاياى الهى است، چنان كه اگر كسى محبوبى داشته باشد كه سخت وى را دوست داشته باشد به وى آنچه را كه ممكن بود عطا فرموده و اگر كسى حاجتى داشته باشد به وى آنچه را كه ممكن بود عطا فرموده و اگر كسى حاجتى داشته باشد با ثناى محبوب به او نزديك مىشود، و آنگاه اگر چيزى بخواهد با اين اظهار دوستى مستحق عطا مىشود.
سپس مرحوم مجلسى مىفرمايد: اين سخنى نادرست است اولا: صلوات باعث زيادى قرب و كمالات ايشان مىشود و دليلى وجود ندارد كه ايشان در اين بىنهايت درجات در حدى توقف كرده باشند و بالاتر از آن ممكن نباشد و بسيارى از اخبار بر خلاف آن دلالت دارند، چنان كه در بسيارى از اخبار تفويض آمده است كه وقتى خداى سبحان بخواهد چيزى را بر امام عصر ٧ افاضه بفرمايند ابتدا بر رسول خدا ٦ افاضه مىكند آنگاه به على مرتضى (ع) مىرسد به جهت اينكه آخرين معصوم (ع) اعلم از اولين معصوم نباشد و همان طور كه بين ما و ائمه اطهار : درجاتى بىنهايت وجود دارد و هر چه كه به قرب و كمال حق برسيم به پايينترين منازل آنها نمىرسيم بين ايشان و حق سبحان و حضرت ربّ درجاتى غير متناهى است كه هر چه با بالهاى رفعت و كمال به آن منازل قرب و جلال برسند، باز آن درجات طى