آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٧٣ - نفس شفاعت هيچ كس را قبول نمىكند
طول سال را به خاطر دسترسى به خرمن تحمّل مىكند، بنا بر اين اى آگاه! به نهايت بكوش و بر درد و رنج صبر نما!
|
ما ضرّ من كانت الفردوس مسكنه |
ما ذا تحمّل من بؤس و افتقار |
|
|
تراه يمشى كئيبا خائفا وجلا |
الى المساجد يمشى بين اطمار |
|
ترجمه شعر: آن كس را كه جايگاهش بهشت است ضرر نمىرساند كه از فقر و تنگدستى چه مىكشد او را در حال حزن و ترس و هراس مىبينى كه به مساجد در ميان كهنه پوشان مىرود.
حال كه اثر عبوديت قيام به طاعت و نهى از معصيت است و آن بدون ترغيب و ترساندن و تشويق كردن نفس اماره ميسّر نمىشود زيرا حيوان سركش محتاج كسى است كه او را راه برد و چاروادار كه او را سوق مىدهد وقتى در پرتگاه افتاد از طرفى او را تازيانه مىزند و از طرفى با نشان دادن جو، تحريك و تشويقش مىكند تا بلند شود و از آن مهلكه خلاص شود زيرا كودك مغرور نادان به مدرسه نمىرود مگر آنكه پدر و مادر او را تشويق كنند و معلم او را بترساند همين طور اين نفس حيوانى سركش است كه در مقاصد پرتگاه دنياوى افتاده است پس ترس، تازيانهاش و اميد جو راننده آن مىباشد كه او را حركت مىدهد و مىبرد. و كودك نادان به مدرسه مىرود، چون به اميد ترغيب شده و بواسطه ترسانيدن ترسيده است پس ذكر بهشت و ثوابش تشويق و ترغيب نفس است و آتش و عاقبت آن تهديد و ترسانيدن نفس مىباشد.