شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٧٦ - تنبيه پنجم جريان اصالة البراءة در مورد شك در واجب تخييرى
تبصره: معناى تذكيه چيست؟
در باب تذكيه دو مبنا وجود دارد:
الف. تذكيهاى كه موجب طهارت و حليّت است، عبارت است از امور خمسه يعنى: ١. فرى الاوداج الاربعة ٢. بالحديد ٣. على القبلة ٤. مع التسمية ٥. مع كون المذكى مسلما، بهاضافه قابليت ذاتى محل للتذكيه. منظور اين عده آن است كه تذكيه يك حقيقت بسيطهاى است كه از مجموع اين پنج امر بهاضافه قابليت محل حاصل مىگردد. اين عقيده آخوند خراسانى صاحب كفاية الاصول است.
٢. تذكيه عبارت است از حقيقت مركبه از پنج امر مذكور؛ و اما قابليت محل امرى است خارج از حقيقت تذكيه و جنبه شرطيت دارد كه اگر قابليت باشد آن امور خمسه در طهارت و حليت تأثير خواهد گذارد و الّا فلا. اين رأى مرحوم محقق نايينى است.
حال بر مبناى آخوند خراسانى، هرجا شك كرديم در قابليت حيوانى براى تذكيه، اصالة عدم التذكية جارى مىكنيم به دليل اينكه اين حيوان در زمان حيات مذكى نبوده و پس از آن شك مىكنيم در تذكيه عدم را استصحاب مىكنيم تا زمان خروج روح و ذبح مذبّح. ولى بر مبناى ميرزا، استصحاب عدم التذكية جارى نمىشود؛ زيرا قابليت حيوان براى تذكيه حالت سابقه ندارد نه وجودا و نه عدما. پس جاى استصحاب نيست، بلكه مرجع عند الشك در قابليت به اصالة الطهارة و الحلية است.
دليل آخوند خراسانى: لانّ الحيوان فى حال الحياة لم يكن مذكّى فيستصحب العدم الى زمان خروج روحه و ورود فعل المذكى عليه.
دليل ميرزاى نايينى: لأنّ القابليّة للتذكية، ليس لها حالة سابقة وجودا و عدما فلا موقع للاستصحاب اى استصحاب عدمها بل المرجع عند الشك فى القابلية اصالة الحلية و الطهارة.
تنبيه پنجم: جريان اصالة البراءة در مورد شك در واجب تخييرى
در اينكه در موارد شك در واجبات تعيينيه اصالة البراءة جارى مىگردد شكى نيست.
مثلا شك داريم كه آيا دعاء عند رؤية الهلال واجب است يا خير. مىگوييم: الاصل البراءة من الوجوب، هم ادلّه برائت شرعى اين موارد را شامل است، چون غرض از آن