شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٧٧ - تنبيه پنجم جريان اصالة البراءة در مورد شك در واجب تخييرى
ادلّه رفع كلفت و مضيقه و ايجاد توسعه و آزادى براى مكلف است و در ما نحن فيه آن غرض مترتب است و هم ادلّه برائت عقليه در اينجا جارى است؛ زيرا موضوع آن ادلّه عدم البيان بوده و در اينجا هم بيانى نرسيده است؛ پس عقل مىگويد عقاب بدون بيان قبيح است. انّما الكلام در اين است كه در مقام شك در وجوب تخييرى آيا اصالة البراءة جارى مىشود يا خير؟
مقدمه
واجب در يك تقسيم به دو قسم منقسم مىشود: ١. واجب تعيينى ٢. واجب تخييرى.
واجب تعيينى عبارت است از واجباتى كه بدل و جانشين ندارند و چيز ديگرى جاى آنها را نمىگيرد؛ مثل نماز.
واجب تخييرى عبارت است از واجباتى كه داراى بدل و جانشين هستند؛ مثل خصال كفاره دوباره واجبات تعيينيّه در يك تقسيم به دو قسم مىشوند:
١. واجب تعيينى بالاصالة يعنى واجباتى كه اولا و بالذات و از روزى كه از شارع صادر شده معين بوده مثل نمازهاى يوميّه و ...
٢. واجب تعيينى بالعرض و آن عبارت است از كليّه واجبات تخييريّه كه وقتى همه افراد آن متعذر مىشود به جز يك فرد، در اين صورت آن يك فرد تعين پيدا مىكند، اما بالعرض واجبات تخييريه هم دو قسم مىشود:
١. واجب تخييرى عقلى مثل كليه مواردى كه شارع مقدس ما را به يك عنوان كلى امر نموده و آن كلى در خارج داراى افراد كثيره است. در اينجا عقل حكم به تخيير مىكند؛ مثل اكرم انسانا، كه قابل صدق بر هر فردى از افراد انسان است.
٢. واجب تخييرى شرعى كه خود شارع ما را مخيّر كرده بين احد الامرين أو الامور، مثل خصال كفاره كه شارع فرموده: صم أو اطعم أو اعتق.
با حفظ اين مقدمه مىگوييم: در مقام شك در واجب تعيينى بالاصالة بالاجماع اصل برائت جارى مىشود. نيز در مقام شك در واجب تعيينى بالعرض، اصل برائت جارى مىشود؛ مثلا در كفاره ماه رمضان يقين داريم كه شارع مقدس امر به اطعام نموده، ولى شك داريم كه آيا معينا اطعام را بر ما واجب كرده يا احد الامرين از اطعام