شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٧٠ - تنبيه دهم استصحاب در امور اعتقادى
٣. اثر شرعى بر عدم نعتى مترتب مىشود اين هم حكم قسم سوم از مجهول التاريخين را دارد.
٤. اثر شرعى بر عدم محمول يا مفاد ليس تامه مترتب شود يعنى اثر مترتب شود بر عدم احد الحادثين در زمان وجود حادث ديگر مثل مسئله موت مورث و اسلام وارث كه قبلا بيان شد كه موضوع ارث بردن مركب است از ١. وجود اسلام ٢. عدم حيات حال شيخ انصارى و ميرزاى نايينى و صاحب الكفايه- رضوان اللّه عليهم- تفصيل دادهاند در اين قسم ميان مجهول التاريخين با آنجا كه يكى معلوم التاريخ باشد و گفتهاند: در مجهول التاريخ استصحاب جارى است به دليل اينكه عدم آن حادث متيقّن بود و شك مىكنيم كه در زمان وجود ديگرى موجود شد يا نه استصحاب مىكنيم بقاى آن عدم را، ولى در معلوم التاريخ جارى نيست به دليل اينكه اتصال زمان شك به زمان يقين محرز نيست كه اين سخن را قبلا رد كرديم اين استدلال آخوند خراسانى رحمه اللّه بود و استدلال ميرزاى نايينى با جوابش مطلب ديگرى است كه بايد از كتب مطوله جستجو كرد.
در خاتمه اين بحث حضرات اصوليان فروعات متعددى را ذكر مىكنند كه ما از شرح و بسط آنها خوددارى مىكنيم و خلاصهاى از اين تنبيه را كه بحثهاى فراوان علمى داشت در اختيار مبتديان قرار داديم.
تنبيه دهم: استصحاب در امور اعتقادى
ترديدى نيست در اينكه استصحاب در مسائل فرعيه عمليه با وجود شرايط جارى است حال سؤال اين است كه آيا در مسائل اصلى اعتقادى هم از استصحاب مىتوان استفاده كرد يا نه؟ به عبارت ديگر در افعال جوارحى و ظاهرى اگر يقين سابق و شك لا حق پيدا كرديم از استصحاب مىشود استفاده مىكنيم اما آيا در افعال جوانحى و قلبى هم مىتوان استصحاب كرد يا خير؟
جواب: در كليه امور اختياريه كه يقين سابق به حدوث و شك لا حق در بقا داشته باشيم و از طرفى قابل تعبّد شارع باشد و خودش اثر شرعى و مجعول شرعى باشد و