شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣١ - دلايل قرآنى برائت
آتاهُ اللَّهُ لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً.[١]
قال فى المجمع:
لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ امر سبحانه اهل التّوسعة ان يوسعوا على نسائهم المرضعات اولادهنّ على قدر سعتهم وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ اىّ ضيق عليه رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ و المعنى: و من كان رزقه بمقدار القوت فلينفق على قدر ذلك و على حسب امكانه و طاقته لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها اىّ الّا بقدر ما اعطاها من الطّاقة و فى هذا دلالة على انّه سبحانه لا يكلّف احدا ما لا يقدر عليه و ما لا يطيقه إلى آخره.
كيفيت استدلال: علماى اصول در اين آيه، چهار احتمال دادهاند كه طبق برخى از آن محتملات، آيه شريفه به درد مورد بحث ما مىخورد ولى آن احتمالات مبتلا به اشكال است. طبق بعضى از محتملات هم كه دلپذيرتر است، آيه به درد ما نمىخورد (فما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد).
احتمالات مورد بحث عبارتاند از:
١. «ماء موصوله» كنايه از تكليف باشد و كلمه «آتاها» به معناى اعلام و ايصال باشد و معناى آيه عبارت باشد از اينكه: خداوند بندگانش را تكليف نمىكند، مگر به تكاليفى كه اعلان نموده و بيان داشته است. مفهومش اين است كه نسبت به تكاليف واقعيه كه بيان نكرده و به مكلفين ابلاغ ننموده، تكليفى در كار نبوده و آن امور بر ما منجز نيست و ما در برابر آنها آزاد و مرخص هستيم؛ يعنى در ظاهر حق داريم آنها را مرتكب شويم و اگر در واقع حرمت داشتهاند، ما را بدان عقاب نمىكنند.
طبق اين احتمال، آيه شريفه مدعاى اصوليان را ثابت مىكند. مثلا، شك داريم كه آيا خداوند استعمال دخانيات را تحريم فرموده يا خير؟ اقامه را واجب نموده يا خير؟
مىگوييم كه در اين رابطه به مكلفين بيانيهاى ابلاغ نشده است، پس اين تكليف منجز نبوده و فعل يا ترك بالفعل ندارد.
٢. «ماء موصوله» به معناى مال و «آتاها» به معناى اعطا باشد و در لغت عرب كلمه
[١]. سوره طلاق، آيه ٧.