شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٨٢ - تنبيه هفتم شبهه موضوعيه
گاهى هم جاهل به حكم، ولى عالم به موضوع است اجمالا يا تفصيلا كه شبهه حكميه باشد احتياط ندارد.
و گاهى جاهل به موضوع است و لو عالم به حكم كلى كه شبهه موضوعيه باشد؛ در اينجا هم احتياط لازم نيست.
تبصره: در مسئله قضا و فوائت بعضى از واجبات شرعيه كه بر انجام آنها در خارج از وقت دليل خاص داريم، از قبيل نمازهاى يوميّه و صوم و ...، گاهى مكلف شك دارد كه آيا نمازى از او فوت شده تا مشمول امر اقض ما فات بشود يا خير؟ در اينجا بالاتفاق اصل برائت جارى مىشود. نيز گاهى علم تفصيلى دارد به اينكه مثلا سه نماز از صلوات يوميّه او فوت شده و تفصيلا هم مىداند كه نماز صبح و عصر و مغرب بوده و ترتيب را هم مىداند كه سه نماز فوق از او فوت شده، به مقتضاى علم تفصيلىاش عمل كند، و گاهى مىداند كه سه نماز فوق از او فوت شده ولى ترتيب را نمىداند، در اينجا اقوال فراوان است كه در كتب فقهى مطرح است. گاه مىداند كه يك نماز از نمازهاى پنجگانه او فوت شده، ولى كدام است نمىداند؛ در اينجا هم بايد سه نماز بخواند تا يقين به فراغ حاصل شود. گاهى علم اجمالى دارد كه نمازهايى از او فوت شده، ولى نمىداند كه آيا ١٠ نماز است يا ٢٠ نماز، كه دوران امر ميان اقل و اكثر استقلالى است و مورد بحث ما همين قسم است.
در اين قسم مشهور فقهاى شيعه از مفيد تا شهيد ثانى رحمهم اللّه به اتيان اكثر فتوا دادهاند، منتهى گروهى از قبيل علامه رحمه اللّه گفتهاند: بايد مقدارى نماز قضا به جاى آورد كه ظن غالب به فراغ ذمّه حاصل كند و تحصيل علم لازم نيست، چون مشقت دارد و جماعتى از قبيل شهيد اول و ثانى رحمهم اللّه گفتهاند: مادامىكه ممكن است بايد تحصيل علم به امتثال پيدا كند؛ چون اشتغال يقينى مستدعى فراغت يقينى است.
سؤال: فلسفه اين فتواى مشهور چيست؟
جواب: وجوهى براى اين فتوا ذكر شده كه ما به اهم آنها اشاره مىكنيم:
١. قاعده اشتغال: علم اجمالى به اصل التكليف داريم و علم اجمالى هم منجز تكليف است و امر اقض ما فات برعهده ما مىآيد. وقتى اشتغال يقينى به تكليف آمد